تاریخ انتشار:98/4/29 - 16:10
شماره مطلب:1398429
موضوع اين هفته حلقه هاي صالحين پايگاه بسيج فرهنگيان شهيد رجايي

 اجرای گام های سند تحول از ستاد به صف و یا  از صف به ستاد

«« از برجسته ترین دستاورد ها  و  شایستگی های آموزش و پروش 40 ساله انقلاب اسلامی ایران»»

((سند مکتوب و غیر مکتوب آموزش و پرورش))

««رهنامه یا بهانه ایی جهت تولید سند تحول»»

رهيافت

جهت گيري کلان حاکم بر کليت نظام تربيت رسمي و عمومي که همة رويکردهاي اصلي كل نظام و زيرنظا مهاي اصلي در مواجهه با مسائل و موضوعات مهم، از اين جهت گيري الهام مي گيرند. رهنامة نظام تربيت رسمي وعمومي در جمهوري اسلامي ايران الگوي نظري جامعي كه بر اساس" فلسفة تربيت رسمي وعمومي در جمهوري اسلامي ايران"، وضعيت آرماني نظام تربيت رسمي وعمومي را با تبيين اصول و رويكردهاي مربوط به ساحت ه اي تربيت، تبيين کارکردها، رويکردها و اصول مربوط به زير نظام هاي اصلي وتعيين وظايف عناصر

اين نظام ترسيم مي نمايد.

زمينه سازي

طراحي و اجراي مجموعه اي از تدابير و اقدامات هماهنگ، سنجيده و عمدي، براي كمك به هرگونه تحول شايسته در انسان که، با توجه به لزوم حركت آزادانه و آگاهانة آدمي، بايد آن ها را تنها به مثابة مقدمات لازم (و نه شرط لازم وکافي) براي حركت آزاد و آگاهانة آدمي در نظر گرفت که از سوي متوليان جريان تربيت (مربيان) بايد انجام شوند. فراهم نمودن شرايط مورد نياز (مقتضيات و عوامل اِعدادي) براي حرکت آزاد و آگاهانة افراد جامعه به سوي هدف مطلوب، جنبة ايجابي اين گونه زمينه سازي است؛ چه اين كه زمينه سازي در بعد سلبي معطوف به رفع موانع اين حرکت است. بنابراين در جريان تربيت، كه زمينه ساز تحول اختياري انسان است، بايد علاوه بر ايجاد مقتضيات و برداشتن موانع (به مثابة امري ضروري از سوي مربي و جامعه) لزوم كوشش اختياري متربي را براي استفادة مناسب از اين زمينه سازي مورد ملاحظه قرار داد، كه اين امر تعامل متربي و مربي را براي موفقيت جريان تربيت ايجاب مي نمايد.(( مبانی سند- ص436))

1- آیا تبلیغ و تفهیم  مبانی سند تحول مانع  پراکندگی ها در حوزه برنامه ریزی واجرا و انسجام ذهنی و روشن شدن مبانی فکری وچهارچوب های نظری معلمان و مدیران نمی گردد.؟ 

2- آیا در6 زیر نظام شامل (برنامه درسی، تأمین منابع انسانی، راهبری و مدیریت، تأمین و تخصیص منابع مالی، تأمین فضا، تجهیزات و فناوری  پژوهش و ارزشیابی) ضرورت اولویت گذاری وجود دارد.؟  

3- آیا  تعدد کلمات و  مفاهیم ارزشی در مبانی و راهکارهای سند دال بر نقص آن است یا فراگیر بودن آن را می رساند.؟

4- سند تحول زاییده جامعه اسلامی و نظام انقلابی است یا پدیده ای از ظهور دولت ها می باشد.؟

5- آیا امکان دوران شکل گیری و تولد و بلوغ ساحت های 6 گانه تربیتی برای آموزش و پرورش وچود دارد.؟

6- آیا  تغییرات پی در پی نظام آموزشی ازدوره چهار ساله قدیم به نظام 5-3-3-1،  و استقرار دوره پیش دانشگاهی، تبدیل نظام ترمی به سالی واحدی ، ونهایتا  تبدیل به  نظام آموزشی از1-3-3-5 به 3-3-6،  و در تعاقب آن چهار دوره سه ساله می توان زمینه اجرای سند تحول بنیادین باشد.؟

7- آیا تعلیم وتربیت، با مفاهیم انتزاعی مولد که قابلیت تعبیر و تفسیرهای متفاوت را داراست، می تواند پاسخگوی مناسبی برای اهداف کانونی تعلیم وتربیت اسلامی واهداف کلان سند باشد.؟

8- آیا اولویت مفاهیم انتزاعی و انضمامی یا  تقدم ذاتی یا زمانی در مبانی سند تحول و راهکارهای آن، باید دیده شود.؟  

9- آیا در هم تنیدگی ساحت های 6گانه (تعلیم و تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی، تعلیم و تربیت اجتماعی و سیاسی، تعلیم و تربیت زیستی و بدنی، تعلیم وتربیت زیباشناختی و هنری، تعلیم و تربیت اقتصادی و حرفه ای، تعلیم و تربیت علمی و فناورانه) مانع از اولویت گذاری و تقدم و تأخر در اجرای سند تحول نمی شود.؟

10- آیا بدون فهم ارزش ذاتی سند تحول می توان برنامه ریزی ساحت های 6 گانه تعلیم و تربیت را به گونه ایی در اختیار داشت که مانع اجرای متوازن زیر نظام های آن نشود.؟

11- آیا قانونگذار دست بخش اجرایی در آموزش و پرورش را برای انتخاب گزینشی و اعمال سلیقه جهت اجرای سند تحول باز گذاشته است.؟

12- آیا نقد عینی و عملی سند تحول علمی است.؟

13- آیا سیاست گذاری و تصمیم گیری کلان و نیز ارزیابی و نظارت راهبردی سند تحول توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی مستمرا صورت پذیرفته است.؟

14- آیا گزینشی اقدام کردن وزارت آموزش وپرورش برای زیر نظامها و اجرا راهکارها سند تحول مانع اجرای متوازن آن نمی شود.؟

15- آیا زیر نظام نویسی از سند ناشناخته برای مدیران سبب فرو کاست از ارزش واهمیت  مبانی نظری آن نمی گردد.؟

16- آیا هم افزایی خارج از سیستم آموزش وپرورش بر روی سند تحول جهت اجرای همه جانبه آن اثر میدانی دارد.؟

17- آیا شورای عالی آموزش و پرورش گزارش پیشرفت اجرای سند تحول و چگونگی عملکرد وزارت آموزش و پرورش نسبت به آن را بصورت انگیزشی در اختیار شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار داده است.؟

18- آیا وزارت آموزش و پرورش با تربیت و به کارگیری و سازماندهی نیروهای توانمند و واجد شرایط، تأمین امکانات و منابع، تدوین برنام ههای اجرایی کوتاه مدت و میان مدت در سطح ملی و استانی، و هم چنین اصلاح قوانین و مقررات و جلب مشارکت و همکاری سایر دستگا هها و نهادها اقدامات لازم برای تحقق مفاد سند را در عملکرد خود واجد می باشد.؟

19- آیا هر6 زیر نظام سند تحول طراحی ، تدوین وابلاغ شده یا مانند زیرنظام « رتبه بندی حرفه ای معلمان وجذب وتامین نیروی انسانی » در راه مانده است.؟

20- اگر با شتاب و عجله ای غیر علمی، به تدوین ، طراحی واجرای زیر نظام ها اقدام گردد، نتیجه آن فاصله  ناامید کننده بین باورهای مردم و معلمان وشعارهای کارگزاران نخواهد شد.؟

21- آیا انضمام بندهای مستقلی جهت تقویت قانون شوراهای آموزش وپرورش ، وافزایش کارآمدی درونی شوراهای مدرسه، در سند تحول دیده شده است.؟

22- آیا انضمام زندگی نامه و وصیت های نامه نورانی شهدای غیور، سند تحول بنیادین را برای اجرای سرعت و عزت نمی بخشد.؟

23- آیا انضمام قانون حمایت از کشورهای اسلامی و صاحب ادیان ابراهیمی، گستره وشمولیت سند تحول را به تمامی مسلمانان و مستضعفان جهان ارتقاء نمی دهد.؟

24- آیا برخی از اقدامات فطرت پسند در مدارس کشور، می تواند سند تحول را به دو بخش تکوینی و تشریعی تقسیم کند.؟

25- آیا معیوب بودن بنای اولیه و گهنگی وزرات آموزش و پرورش اجازه همکاری دیگر دستگاهها و نهادها را  جهت عملیاتی کردن  سند تحول صادر می کند.؟

((آموزش مبانی سند تحول با طعم دیالکتیک))

روش پرسش و پاسخ که سقراط برگزید روش دیالکتیک بود.و سقراط از طریق این پرسشها، یادگیرندگان را به فکر  وا می داشت و بنیان ایده ها و دانسته های نادرست را متزلزل می کرد تا نتیجه ای که مورد نظر او بود حاصل شود. او خود را مامای دانایی می دانست. معنی دیالکتیک در لغت نامه دهخدا دیالکتیک. [ ل ِ ] (فرانسوی ، اِ) لفظی که بطور کلی بمعنی بررسی نقادانه مطابقت یک عقیده یا رای است با حقیقت و در اصطلاح فلسفه بمعنای مختلف به کار رفته است. اصلا دیالکتیک بمعنی فن استدلال و احتجاج بوسیله  سوال و جواب بوده است و ارسطو اختراع آن را به زنون الئائی نسبت داده است ، اگرچه این روش احتجاج مخصوصاً به سقراط نسبت داده میشود. افلاطون دیالکتیک را به دو معنی به کار برده است ، یکی فن تعریف و تمیز مُثُل و دیگری علمی که ناظر است به روابط بین مُثُل درپرتو اصل واحد «خیر» که چون خورشیدی عالم حقایق را روشن میکند. ارسطودیالکتیک را در مقابل براهین استدلالی علمی به استنتاج از آراء مقبوله تخصیص داده است.در طی قرون وسطی اصطلاح دیالکتیک به آنچه اکنون منطق خوانده میشود اطلاق میشد. در فلسفه جدید لفظ دیالکتیک در دو معنی مخصوص بکار رفته است کانت این لفظ را عنوان قسمتی از کتاب نقادی عقل مطلق خود قرار داده است که اشکالات مخصوص ناشی از استعمال اصول علم را در اموری (مانند نفس ، جهان و خدا) خارج از حد تجربه نقادی میکند. هگل روش منطقی فلسفه  خود را دیالکتیک میخواند، و در این مورد این لفظ را به سلوک عقل ترجمه کرده اند. روش هگل رامارکس و انگلس در فلسفه  مادی احتجاجی خود اقتباس کرده اند. (دائرة المعارف فارسی)

((مقتضيات تربيت1-3-4))

1-(فراهم کردن امکانات مقدماتی و شرايط محيطی مناسب(2- (تأديب -تعليم- تزكيه(تطهير)3 -تبيين4-تذکر و موعظ5- انذار وتبشير6- پرسش وپاسخ7- امر به معروف ونهی از منکر 8- تشويق و تنبيه9- ابتلا وآزمایش  - مبانی سند تحول

((موانع تربيت))

2 -3-4 - عنوان موانع تربيت به امور و پديده هايی اطلاق می شود که در تحقق اهداف فرايند تربيت تأثير منفی دارند. البته اين موانع ممکن است بيرونی يا درونی، در اختيار مربيان و يا خارج از اختيارايشان باشند و برخی از مهم ترين آن ها را می توان چنين برشمرد:1- دنيا طلبی وهوای نفس2-  حاکميت رذائل اخلاقی نظير (لجاجت، تعصب، تکبر، غرور وخودرأيی)3 -فقر اقتصادی و کمبود وسايل ضروری معاش 4- احساس بی نيازی و خود کفايی 5- حکومت طاغوت )رهبران غير الهی( و مشرکان و ظالمان برجامعه 6- غلبة وسوسة شيطان و فکر وخيال باطل برفضای ذهن وانديشه 7- وجود شبهات فکری و عقيدتی 8-غفلت از ياد خدا 9- استفاده از غذا واموال حرام 10- دسترسی)مطلق و بی حد وحصر) به وسايل ترويج فساد وفحشا11- حضور )انفعالی ( در محيط آلوده (مبانی سند-ص 172)

««جان استوارت میل: یک انسان با ایمان، معادل 99 فرد علاقمند است.»»

1-آیا مقتضیات مبانی سند تحول در کتب  درسی دانش آموزان خصوصا دینی و قرآن- عربی- پرورشی مشهود است.؟

2- آیا آموزش و پرورش ایران هاضمه ایی در خور  دستاوردها و خون آورد ها ی، انقلاب اسلامی را در خود دارد.؟

الف- (مبانی هستی شناختی  ontologh)

۱ ۱ ۱. جهان هستي واقعيت دارد؛ ولی هستي به طبيعت منحصر نيست.

««ماجرای پیمان ۳ شهیدی که مورد اشاره «آقا» قرار گرفت.»»

 

در نگرش واقع گرای اسلامی وجود جهان، امری مسلم وبديهی است ؛ يعني جهانِ هستي مجموعه اي است به هم پيوسته از واقعيت هاي بس گوناگون، كه هيچ شك و ترديدي در اصل وجود آن راه ندارد. در جهان بينی الهی اسلام، مفروض دانستن اين مبنا كاملاً مشخص و برجسته است  و در آموزه های اسلامی از انسان خواسته شده تا در شناخت خود و محيط خويش فارغ از پندارها و ذهنيات، هر چيز را همان طور كه هست، با همة خصوصيات واقعي اش و با همة ابعاد مختلف و پيوستگي ها و وابستگي هايش بشناسد.(مبانی سند ص-49)

1-آیا شهدا با تهیه و تنظیم وصیت نامه هاخود سند تحول برای آموزش و پرورش تولید نکردند.؟

ب-(معرفت شناختی -epistemology)

1-3-1 انسان نسبت به شناخت هستي و درك موقعيت خود وديگران در هستي توانايي دارد.

همچنان که وجود واقعياتی خارج از ذهن، برای هر انسان امری بديهي و ترديد ناپذير است، امكان شناخت اين واقعيات) دست يابي و شكل گيري دانش) نيز امری است بديهی كه جاي انكار و يا حتي ترديد ندارد . به بيان ديگر، جهان هستي قابل شناسايي است و انسان توانايي شناخت آن را دارد. خداوند اين توانايي را به انسان عطا كرده است.دعوت به شناخت ابعاد و مراتب مختلف هستي و اشاره به پديده هاي آفاقي و انفسي در قرآن، نشان از قدرت بشر براي شناخت دارد. هم چنين، اشارة قرآن به تعليم بشر توسط خدا، دلالت برفعليت يافتن اين امكان داردکه همين علم انسان زمينة انتخابگري و مسئوليت و كرامت آدمي است و در نتيجه سجود فرشتگان . را در برابر او فراهم آورده است.(مبانی سند ص-78)

1-آیا فضای کنکور لاکچری به دانش آموزان اجازه می دهدابعاد شناختی خود را ماندگار کنند.؟

ج-(انسان شناسی - Anthropological)

1-2-1. انسان موجودي است مرکب از جسم و روح :دو حيثيت در هم تنيده و مرتبط.

وجود انسان، توأمان دو جنبة مادي و غيرمادي دارد: هم جسم و كالبددارد؛ هم روح. اما انسان از دو حقيقت بيگانه تركيب نشده است و اين روح از آن بدن بيگانه نيست ؛ بلكه به رغم تفاوت هاي اساسي، ميانشان ارتباطي وثيق برقرار است و به شكلي متقابل از هم تأثير مي پذيرند. در حقيقت بدن و روح مراتب يک وجود شخصي واحد و متصل به هم اند و اين دو وجه و دو جنبة وجود انسان،  بر هم تأثير و تأثر مداوم و متقابل دارند. (مبانی سند-ص 57)

د-(مبانی ارزش شناسی -axiology)

حدود ۸ هزار طلبه مجازی و غیرحضوری در جامعه‌الزهرا علیهاالسلام مشغول به تحصیل هستند که بسیاری از فعالیت‌های آموزشی آنان از طریق فضای مجازی انجام می‌شود.

1-4-1 اعتبار ارزش هاي حقيقي بر واقعيت هاي مربوط به عمل آدمي و نتايج آن تكيه دارد.

هرچند ارزش ها )به لحاظ چيستی( از سنخ مفاهيم و گزاره هايي اعتباري هستند، به طوری كه انسان ها به نوعي در مقام عمل به آن ها ملتزم و پاي بندند و به مفاد آن ها يا بر اساس آن ها اقدام و رفتار مي كنند ، اما بايد دانست که اولاً اين اعتبارات، در مقام ارزشگذاری تنها در ارتباط با واقعيات ومفاهيم حقيقي و با تكيه بر آن ها قابل اعتنا و طرح اند و در غير اين صورت، از خود وجود مستقلي ندارند. به بيان ديگر، ارزش ها (بايدها و نبايدهاي ارزشي) بيانگر رابطة ضروري خاصي است كه برحسب علّيّت و سببيّت، بين عمل اختياري فرد و نتيجة مترتب بر آن ١وجود دارد. در واقع، وراي اعتبار مفاهيم ارزشي و مقدم بر آن، واقعيتي (يعنی رابطه اي واقعي ميان عمل اختياري و نتيجة آن) وجود دارد كه خود در زمره ي مفاهيم ارزشي نمي گنجد، اما ثبات و اعتبار ارزش به آن بستگي دارد ، بنابراين، تنها برخي از ارزش ها را مي توان، به تبع مباني و منشأ انتزاع خويش، از ارزش های حقيقي به شمار آورد. درغير اين صورت، اگر مفاهيم و گزاره هاي ارزشي، بدون نظر به واقعيات عيني، تعيين و ارائه شوند صرفاً اعتباراتي خواهند بود كه به احساسات، عواطف، سليقه ها، اميال و خواهش هاي افراد، مستند هستند و لذا به لحاظ منطقی نمي توان بر آن ها احكام و آثاري مترتب نمود؛ ثانياً تحقق ارزش های حقيقی در مقام عمل به آنها، مستلزم واقعيت يافتن نوعی کمال وجودی (تکامل) درآدمی است که عبارت است از آثار ونتايج واقعی اعمال اختياری انسان در وجود خود او(علاوه برنتايج وپيامدهای بيرونی عمل آدمی نسبت به ديگران)، همان طوری که واقعيت يافتن ضد ارزش ها نيز در زندگی آدمی زاده، لاجرم به سقوط و انحطاط وجودی او از مقام شايستة انسان منجرمی شود. بنابراين در تحليل نهايي از منظر اسلامی، می توان گفت که ارزش ها (احكام عملي اعتباري( در مرحلة نخست )ارزش گذاری( مبتني است بر واقعيت هاي ثابت وجود آدمي كه ويژگي هاي اساسي و محوري آفرينش انسان است و از آن ها به فطرت و طبيعت ياد مي شود و در مرحلة بعد نيز تحقق ارزش ها و عمل به آن ها ناظر به رابطه اعمال اختياری انسان با كمال وسعادت حقيقی او و موجب تکامل واقعی آدمی واشتداد وجودی اوست که امری واقعی و حقيقی- نه سليق های ونسبی يا خيالی و اعتباری محض- است.(مبانی سند ص-89)

ه-( مبانی دین شناسی – philosophy of religion)

1-5-1دين حقيقت واحدي است كه از سوی خدا برای هدايت بشر به سوی سعادت حقيقی وجاويد فرستاده شده است و شرايع توحيدي مصاديق متكامل آن محسوب مي شوند؛ خاستگاه ومقصد دين حق (=اسلام)، فطرت انسان و شکوفائی آن است.

دينِ حق مجموعه ای از اعتقادات و قوانين وارزش های متناسب با آن هاست که از سوی خدای حکيم برای راهنمايی انسان ها به سوی کمال شايستة ايشان توسط پيامبران الهی فرو فرستاده شده است. باور به خداوند يگانه، معاد و نبوت، هستةاعتقادي مشترك همةاديان توحيدي(شرايع ابراهيمي) می باشد؛همچنان که لزوم عبادت و اطاعت خداوند، رعايت تقو اي الهي و پاسداشت اصول و ارزش هاي اخلاقي و انساني نيز در همة آن ها مورد تأكيد است. البته، دينِ حق )به معناي اخص( در دوران حاضر همانا اسلام به معناي خاص آن است كه بر پيامبر اکرم حضرت محمد مصطفی (صلی الله عليه واله وسلم) توسط جبرئيل امين نازل شده و با دو خصوصيت جهاني بودن و جاودانگي، خاتم همة شرايع توحيدي به شمار مي آيد وآموزه های آن در تلائم کامل با سنن جاويد آفرينش، فطرت پاک آدمی و احکام عقل سليم است . لذا بيان دين اسلام در مورد حقايق اعتقادي، اصول اخلاقي و قوانين كلي زندگي آدمي تمام و كامل است و اعتبار و صحت آن به وقت و مخاطب معيني محدود نيست.(مبانی سند ص-107)

((آیا سطح باور و عمل دینی مردم نسبت به پیش از انقلاب افزایش پیدا کرده است؟))

پاسخ

مخالفت ها و اعتراضات روحانیت و مردم متدین به رهبری حضرت امام خمینی(ره) در مقابل اعمال ظالمانه و خلاف شرع حکومت پهلوی و عدم توجه حکام طاغوت به خواست مردم و سرکوب آنان، منجر به پدید آمدن انقلاب اسلامی شد.[1]هر چند این مشیت الهی بود که در یک سرزمین با اکثریت شیعه، حکومت اسلامی با خواست مردم بوجود بیاید و آغازگر این حرکت انجام تکلیف دینی(امر به معروف و نهی از منکر) بود. پس انقلاب هدف نبود[2]، بلکه اجرا و تحقق احکام الهی مدنظر بود که در نهایت «نهال انقلاب...باروری از خون بیش از شصت هزار شهید و صد هزار زخمی و معلول و...به ثمر نشست[3] بدیهی است که دستاوردهای گرانسنگ انقلاب، بر اثر زحمات و ایثارگری های ملت مبارز ایران بدست آمده است. از آن جهت که باور و اعتقاد یک امر فردی و درونی است و به راحتی قابل ارزیابی و سنجش نیست، از این رو برای رسیدن به پاسخ تنها می توان، عوامل موثر بر اعتقاد و باور دینی مردم در این دو مقطع زمانی (قبل از انقلاب و بعد از انقلاب) را بررسی کرد. نیز وقتی می توان دو چیز را مورد سنجش و مقایسه قرار داد که هر دو دارای شرایط یکسانی باشند. در حالی که شرایط و موقعیت مردم، قبل از انقلاب و زمان حاضر فرق دارد و نمی توان آن دو را به آسانی مقایسه کرد. برای روشن شدن مطلب، نمایی از این دو عصر که یکی به پایان رسیده و دیگری در میانه راه است، را به طور اختصار بیان می کنیم، البته چون یکی ازمعیارهای مهم درسنجش میزان اعتقاد و عمل دینی مردم به خصوص قشر جوان، توجه به فرهنگ دینی و دوری از فساد و لاابالی گری است، لذا بیشتر به بعد فرهنگی می پردازیم.

الف)قبل از انقلاب                                                    

حکومت غیر دینی و دست نشانده ای در رأس امور بود و از آنجایی که می دید مسائل دینی مانعی در راه سلطه گری و استبداد است، به سمت رواج فرهنگ ابتذال و بی قیدی و لائیسیته کردن ایران گام بر می داشت، چون تمدن را در جدایی دین از سیاست و رواج فرهنگ منحط غرب می دانست. البته در آن زمان امکانات ارتباطی به این حد گسترده نبود و خانواده ها بیشتر سنتی و مقید به چارچوب خانواده بودند. حضور زن ها و دختران، در جامعه خیلی محدود بود و حتی خیلی ها مانع تحصیل دخترانشان در مدارس می شدند، زیرا به مراکز تحصیل اعتماد نداشتند. به خاطر ظاهر و علنی بودن مفاسد در جامعه و غالب مراکز تفریحی مثل پارک ها و سینماها، مردم از آنها دوری می کردند، به همین خاطرجوانان خانواده های متدین از آسیب و گزند آفات دینی و اعتقادی مصون می ماندند. که این بیشتر بخاطر محدودیت ها بود نه اعتقاد قوی و محکم. هر چند که مظاهر فسادبطورآزادانه مشغول به کار بودند. در بسیاری از مناطق روستایی برق نبود و وسائل ارتباطی و فرهنگی محدود بود، لذا جوانان و نوجوانان، کمتر دچار شبهه و تزلزل در اعتقادات می شدند و بعضا به تبعیت از پدر و مادر فرائض دینی را انجام می دادند. از سویی، به خاطر این که حکومت در دست نیروهای مذهبی نبود، آنان فرصت بیشتری برای رسیدگی به امور فرهنگی داشتند. در آن دوران پسران از سنین نوجوانی بدنبال حرفه و کاری می رفتند و آنانی هم که به تحصیل می پرداختند، اوقات فراغت خود را به کار می پرداختند، زیرا مانند امروز کارها صنعتی نشده بودوبسیاری ازکارهابه وسیله نیروی انسانی انجام می شد. جوانان در اوان جوانی با کمترین وسائل زندگی، ازدواج می کردند، زیرا سطح توقعات و امکانات کم بود. خلاصه، اینها موانعی بود که نمی گذاشت جوانان اوقات بیکاری پیدا کنند تا آزاد باشند و برخی به تفریحات ناسالم بپردازند که موجب دوری از مذهب و دین شود. هر چند که رژیم منحوس پهلوی نهایت تلاش خود را در رواج فساد و فحشا، که از بین برنده اعتقادات دینی است، می کرد و تاثیرخود را هم می گذاشت.

ب)بعد از انقلاب

بعد از انقلاب اسلامی حکومت، بدست نیروهای انقلابی افتاد که کارهای اجرایی، فرصت زیادی از آنان می گرفت و به خاطر این که خط مشی این نظام برای ابرقدرتان روشن شده بود. دشمنان خارجی و داخلی تعدادی از اندیشمندان مهم انقلاب مانند شهیدان مطهری، بهشتی و مفتح را به شهادت رساندند. این در حالی بود که باید همه چیز تغییر و تحول می یافت: قانون اساسی، مجلس، قوه قضاییه، صدا و سیما و سایر نهادها، در ضمن این که هنوز مدت کوتاهی از تحقق انقلاب اسلامی نگذشته بود که جنگی ویرانگر به ما تحمیل شد و در طول آن بسیاری از نیروهای مخلص، وفادار و مذهبی را از ما گرفت و فرصت و مجال کافی را برای تحول فرهنگی از بین برد. همچنین تهاجم فرهنگی از سوی دشمنان خارجی نظام نسبت به نسل جوان، بسیار گسترده شد و ته مانده های رژیم سابق نیز در ابقای فرهنگ فاسد و منحط رژیم سابق که مدت های مدیدی، تأثیر سوء گذاشته بود، بی تأثیر نبودند. پس هر چند که حکومت، اسلامی شد، اما این گونه نبود که موانعی در راه انقلاب و تحول فرهنگی نباشد، بلکه شکل مشکلات به گونه ای دیگر و شاید حتی قوی تر شد. و باید توجه کرد که تغییرات فرهنگی نسبت به تغییرات سیاسی و اقتصادی، همیشه کندتر صورت می پذیرد و نیازبه زمان طولانی تری دارد.  معیار در سنجش میزان اعتقاد و عمل دینی

با وجود موانع و مشکلاتی که در راه تحقق اهداف جمهوری اسلامی وجود داشته است با این حال روند کلی کشور رو به رشد و تعالی بوده است و این حقیقت را مردم انقلابی در برهه های مختلف انقلاب اسلامی به اثبات رسانده اند. مردم بعد از انقلاب، هر روز بهتر از دیروز و سرافرازتر در موارد امتحانات و ابتلائات، عمل کردند. شاهد بر این مدعا:

1.- حمایت های جدی مالی و جانی مردم در طول هشت سال دفاع مقدس، حضور در راهپیمایی ها و انتخابات عمومی، گسترش و نشر انقلاب اسلامی به سایر ممالک و...است که همگی نشانه باور و اعتقاد محکم دینی مردم می باشد که به منصه ظهور در عملکرد دینی آنان رسیده است،

2.- همانطور که در بررسی ها و مصاحبه هایی که صورت گرفته است و در برخی از مجلات و کتب بیان شده است، با این مطلب مهم و با ارزش روبه رو می شویم که مصاحبه شوندگان غالباً نسبت به مسائل فرهنگی و رشد ارزش ها و باورهای دینی حساس هستند که همین احساس مسئولیت و روح تعهد اجتماعی و تکلیف دینی که از اظهارنظرها به چشم می خورد خود بهترین گواه رشد ارزش ها و باورهای اعتقادی مردم است، زیرا کثرت بیان مردم در امری نشان دهنده اهمیت آن موضوع برای مردم است و وجود نقدها و پیشنهادهای مردمی که از سر دلسوزی و خیرخواهی جهت گسترش اخلاق و فضائل معنوی است بیانگر رشد و گسترش این موضوع نزد مردم است.[4]

3- انقلاب اسلامی ایران، قطعاً در متوقف ساختن حرکت سریع جامعه ما در سراشیبی انحطاط و سقوط فرهنگی و فرو رفتن در ابتذال فرهنگی، نقش انکارناپذیری داشته است، هر چند توفیقات آن در تحول و اصلاح فرهنگی و سیر صعودی تحول ارزش ها مورد نقد است و عدم رضایت عمومی در این زمینه حاکی از حساسیت جامعه نسبت به مسائل فرهنگی است که این خود ارزش فرهنگی بسیار مهمی تلقی می شود.

4- برای تحقق هر امری پیش نیازهایی لازم است برای رشد باور و عمل دینی هم پیش نیازهایی نیاز است مثل سابقه تاریخی و فرهنگی غنی، آزادی در عمل و بیان دینی، وجود اشخاص با بصیرت و...اگر کمی تأمل کنیم می بینیم زمینه ها و فاکتورهای لازم برای گسترش اعتقاد و عمل دینی در بعد از انقلاب مسلماً بیشتر از قبل از انقلاب است. زیرا مردم ما به خصوص قشر جوان روشن بین تر و با آزادی و بینش به انجام اعمال دینی می پردازند که این نشانه قوت و عمق این امر در نفوس و قلوب مردم می باشد و ارزش و اهمیت آن از جمع کثیر با اعتقادات و باورهای سطحی بیشتر است و به دست این یاوران مخلص دین است که حرکت های عظیم صورت می گیرد. البته باید این سرمایه ها به خوبی هدایت و بهره برداری شوند تا نتیجه مطلوب حاصل گردد.

5.برخی از مصادیق عینی که هر کس با دقت و تأمل می تواند به آنها پی ببرد و شواهد مسلمی بر رشد اعتقاد و عمل دینی است، عبارتند از: حضور مستمر و رو به ازدیاد در نمازهای جمعه، مراسم احیاء، شب زنده داری هیئات مذهبی، عضویت در بسیج و مراکز اسلامی، احساس همبستگی با مردم مظلوم مسلمان در سرتاسر جهان، مثل فلسطین، افغانستان، عراق و...، ولایت مداری و حضور زنان مسلمان در موقعیت ها و مسئولیت ها کارساز جامعه، توسلات و شرکت در مراسمات دعا و زیارت ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ چه در ایران و چه در کشورهای اسلامی، داشتن روحیه جهاد و شهادت و رشد آن به ویژه میان نسل جوان.

با ذکر این ویژگی ها و نشانه های رشد یافتگی، این را نباید فراموش کنیم که جامعه ما در راه اسلامی شدن گام بر می دارد و تا رسیدن به نقطه آرمانی و تحقق جامعه ای کاملاً اسلامی فاصله زیادی دارد مقام معظم رهبری دراین زمینه فرموده اند: ما در اول راهیم، آن تصویری که از جامعه اسلامی در ذهن ماست با وضع کنونی، فاصله زیادی دارد. ما توانستیم حصاری را بشکنیم و مانع را از سر راه حرکت به سمت دولت اسلامی و جامعه اسلامی و دنیای اسلامی برداریم. آنچه را که می توانیم بین خودمان و خدا بگوییم، این است که ما تلاش کردیم و مردم ما صادقانه حرکت کردند و امام ما خوب رهبری کرد و پیش برد، اما آنچه را در اثنای این جاهلیت مظلم طی کردیم، نسبت به آنچه که بعداً باید طی کنیم، مطمئناً خیلی کم است اولین و مهم ترین کاری که پیش روی ما قرار دارد، تحول معنوی و روحی انسان ها است. ما متأثر از تربیت های طولانی غیر اسلامی هستیم. آنچه که هیجان عظیم انقلاب و دوران جنگ انجام داده، البته معجزه آسا بود، اما تا این پدیده عمق پیدا بکند و تا وقتی که اعماق ضمیر را متحول نماید، کار زیادی لازم است.[5] پی نوشت ها  

[2].البته همان گونه که در مقدمه قانون اساسی، بخش حکومت اسلامی آمده است: طرح حکومت اسلامی بر پایه ولایت فقیه...از سوی امام خمینی ارائه شد.

[3].مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بهایی که ملت پرداخت.   [4].ذو علم، علی. انقلاب و ارزشها در پرتو انقلاب اسلامی در ایران، ص 245 (با دخل و تصرف)    [5].حدیث ولایت (مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری)، ج 9،ص 248.

««ورود مرکز تحقیقات زن و خانواده در عرصه های جدید نظری و علمی»»

 

گاه جامع به آموزه‌های توصیفی، ارزشی و هنجاری دین، همراه با اهداف، جهت‌گیری‌های حاکم بر آن‌ها و وحدت حاکم بر مجموع، از رسالت‌های حوزه‌های علمیه است. در این نگاه آموزه‌های دینی یکدیگر را تفسیر می‌کنند. می‌توان با این نگاه جامع از عقلانیت نظام حقوقی، نظام اخلاقی و نظام اعتقادی اسلام دفاع کرد. صرفا با اتخاذ چنین رویکردی است که می‌توان معارف اسلامی در حوزة زن و خانواده را نیز به درستی تبیین و وجه تمایز آن را از نظام‌های رقیب روشن ساخت. مطالعات خانواده به عنوان دانش‌های میان‌رشته‌ای محل تلاقی حوزه‌هایی چون کلام، فقه، اخلاق، جامعه‌شناسی، تعلیم و تربیت، روان‌شناسی و حقوق است. بی‌توجهی به این حیثیت و تمرکز خاص بر یک جنبه از مطالعات مزبور، از آسیب‌‌هایی است که به استمرار مشکلات و تشدید آن‌ها در عرصة سیاست‌گذاری، قانون‌گذاری و ارائه طرح‌های اصلاحی خواهد انجامید. از این رو رویکرد‌ نوین و معطوف به حوزه‌های مختلف علمی در تحلیل پدیده‌های اجتماعی و سامان‌دهی آن‌ها، البته با نگاه اسلامی، از امور لازم و اجتناب‌ناپذیر است. می‌توان وظیفة خطیر حوزه‌های علمیه را که در پرتو انقلاب اسلامی مسئولیتی جهانی و همه‌جانبه یافته‌اند، در موارد زیر ترسیم کرد:

- پرورش پژوهشگران و کارشناسان زبده و زمان‌آگاه؛

- ایجاد جریان پژوهشی و کارشناسی متمایز با تکیه بر مبانی اسلامی و گسترش فضای نقد نسبت به علوم انسانی؛-  توسعه و تعمیق پژوهش‌های بنیادین، راهبردی و توسعه‌ای به منظور تبیین مفاهیم، الگو‌ها، شاخص‌ها و نظریه‌های دینی؛ - تأثیر در فضای گفتمانی موجود در پرتو ترویج دیدگاه‌های اسلامی و تحلیل دقیق پدیده‌های اجتماعی؛ - هدفمند‌کردن جریان پژوهشی دینی با ایجاد بانک اطلاعاتی جامع، شبکه‌سازی پژوهش‌ها و کاستن از پژوهش‌های تکراری و کم‌فایده؛- ایجاد زبان مفاهمه میان نهادهای دینی و کارشناسی و هماهنگی جریان کارشناسی علمی ـ دینی و برقراری پیوند میان مبانی نظری و ‌موضع عمل؛ -  تأثیر در سیاست‌گذاری‌ها، قانون‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های کلان زن و خانواده؛ ضرورت‌های فوق زمینه‌ساز تأسیس «دفتر مطالعات و تحقیقات زنان» به عنوان مرکزی پژوهشی، کارشناسی، توسط مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران در سال 1377 گردید در سال 1391 به دلیل گسترده ‌شدن حجم فعالیت‌های علمی- پژوهشی و توسعه دفتر، این دفتر از سوی مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران، به «مرکز تحقیقات زن و خانواده» تغییر نام یافت.

                                                                          ««دستاوردهای فرهنگي - تربيتي»»

جامعة المصطفي العالميه بنا بر رسالت ذاتي اش، تربيت را در كنار تعليم قرار داده و با تدوين نظام نامه تربيتي، به دنبال پرورش جامع و متوازن دانش پژوهان در ابعاد علمي، اخلاقي، اجتماعي و فرهنگي است. در این زمینه، با بهره برداری از مراكز تخصصي و 220 تشكل فرهنگي دانش پژوهان از 40 مليت و كارشناسان خبره و توانمند، توانسته است بيش از 7000 اردوي فرهنگي، 5000 مراسم فرهنگي و مذهبي، 18 دوره المپياد بين المللي قرآن و حدیث در داخل و خارج كشور، 100 دوره المپياد و مسابقات ورزشي، 5 دوره جشنواره طوبي (ویژه آثار و دستاوردهاي فرهنگي و هنري دانش پژوهان) و 2000 دوره آموزش های مهارتي و كاربردي در زمينه های فرهنگي، هنري، رسانه اي، امدادي، فني و مديريتي برگزار کند. راه اندازی 4000 سايت و وبلاگ و انتشار 300 نشريه فرهنگي به بيش از 40 زبان زنده دنيا از دیگر اقدامات در این زمینه است. راه اندازي اتحاديه راديو و تلويزيون هاي طلاب جامعة المصطفي العالميه نیز از نتايج توانمندي ها و فعاليت هاي فرهنگي المصطفی می باشد. جامعة المصطفي العالميه با در پیش گرفتن راهبرد قرآن محوري، افزون بر راه اندازي رشته هاي گوناگون آموزشي و پژوهش هاي قرآني فراوان، توانسته است بيش از 2000 نفر از دانش پژوهان و فرزندانشان را به جمع حافظان قرآن كريم بیفزاید

شايستگي ها

منظور از شايستگي مجموعه اي تركيبي از صفات، توانمندي ها و مهارت هاي ناظر به همة جنبه هاي هويت (عقلاني، عاطفي، ارادي و عملي) است، كه متربيان در جهت درك و عمل براي كنند. « كسب » بهبود مستمر موقعيت خود (براي دست يابي به مراتب حيات طيبه) بايد آن ها را شايستگي ها را مي توان برحسب سطح و لزوم كسب آن ها توسط عموم افراد جامعه به دو گروه شايستگي هاي پايه و شايستگي هاي ويژه تقسيم نمود. شايستگي هاي پايه آن دسته از صفات و توانمندي ها ومهارت ها هستند، که متربيان بايد آن ها را براي وصول به مرتبه اي لازم يا شايسته از آمادگي عموم افراد جامعه براي تحقق حيات طيبه کسب كنند؛ ولي شايستگي هاي ويژه آن گروه از صفات و توانمندي هاست كه در سطحي بالاتر از سطح مورد انتظار از آمادگي همگان جهت تحقق حيات طيبه است و افراد برحسب علاقه و استعداد فعليت يافتة خود و نيازهاي خاص جامعه آن ها را كسب مي كنند.((مبانی سند- ص 437))

 

افزودن نظر جدید

کد امنیتی
کد امنیتی برای جلوگیری از ارسال اسپم می باشد.
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.

پیوندهای تصویری