تاریخ انتشار:99/10/6 - 06:58
شماره مطلب:1399106
نقدي بركتاب "گذار دربحران" به قلم حسين درودي

بررسي اجمالي كتاب « گذار در بحران » درآيينه ي ساحت هاي شش گانه تربيتي

بسم الله الرحمن الرحيم

وجود مقدس حضرت امام رضا عليه السلام مي فرمايد؛" مَنْ لَمْ يَشْكُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ لَمْ يَشْكُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّبا بهره گیری از  این آموزه  تربیتی حضرت رضا علیه السلام به عنوان نماد  انسان کامل که هر قلب طاهری را ملکوتی می کند. برآنیم از نخبه محبوب و مقبول عرصه علم و فناوری آقای "اردوان مجیدیتقدیری  با طعم نقد به عنوان  یک شاگرد علاقمند به تحول درنظام تعلیم و تربیت اسلامی با لحاظ  قدردانی از کسوت و مقام علمی ایشان  داشته با شم. چرا که با دیدن موجود می توان به مطلوب رسید . 

تلاش می کنم در نقدهای تقدیمی پنجره نگاه ، بوستان سند تحول بنیادین آموزش و پرورش باشد.بر این اساس باید گفت ؛

ضمن احترام به تلاش های مولف محترم، مطالب ارایه شده در کتاب"گذار در بحراناز ساحت های شش گانه سند تحول برخودار نیست زیرا برخی پیشنهادات برای استفاده از ظرفیت و تمامیت وجودی دانش آموزان نیاز به امنیت و وسعت محیط های تربیتی حکومت عدل مهدوی و مربی بودن انسان کامل دارد.

شما و ما می دانیم، قانون استناد به تجربیات متراکم بشری از نقاط قوت است ،لکن مقهور و منفعل گردیدن در مقابل قوانین و قواعد تربیتی زاییده فکر انسان،نیاز به بازنگری دارد و ناگفته پیداست ،آموزش و پرورشی که بخشی از آن با نظام یونسکو و پاره ای از آن با ماساژ آموزه های دینی نوازش می گردد و چندگانگی را در مسیر علم آموزی می گستراند،بدون تعارف شخصیت توحیدی متربیان را بر نمی تابد،پس تئوری شخصیت سازی دانش آموزان نیاز به بستری متناسخ و متناسب مبانی نظری و عملی موحدانه دارد تا شخصیت متربی در خانه ، محله و اجتماع از شکاف های آسیب زا شکایت نداشته باشد.

مستحضر هستید ،بحث یادگیری ماندگار و موثر با نقالی معلومات از مربی به متربی و رها سازی در جهان طبیعت صورت نمی پذیرد، بلکه این مهم بروزان حیات طیبه با متذکر شدن و علم حضوری پدیدار می گردد که اکثر صاحب نظران اسلامی بر این پایه رای می دهند،لذا بحث دقیق و رقیق مقام و منزلت فرآیند شخصیت سازی متربیان با رمز گشایی از موجودات جهان مادی در کارگاه های حسی و لمسی تکمیل و تدوین نمی گردد، بلکه با شهود آیت بودن مخلوقات شخصیت آنان جلوه انسانیت یا همان خلیفه اللهی را در روح خویش و جهان پیرامونی را به نمایش می گذارند.

دانش آموزان با تخدیر حقوق مادی محور، نوعا در مقابل جاذبه های جنسی و حسی معلول و منفعل می گردند و از حقوق معنوی و ملکوتی و ماندگار خود غافل می شوند همچنانکه در کشورهای یونسکو پسند به خوبی مشهود است که حقوق دانش آموزان در مدرسه مهارت است و کاربرد رفاه مداری، و در نتیجه غفلت از مقام انسانی و زانو زدن در برابر هر فاسق و ظالمی به جهت رسیدن به عمق رفاه سالاری ارش محسوب می شود!

بحث ماموریت فرهنگ سازی مدارس با زیر ساخت تمام ساحتی آن امری معقول و مقبول است لکن مدرسه تحقیر شده  دستگاه های فرهنگی و کام روایی از جامعه دانش آموزی به جهت فربه جلوه دادن خود، اجازه تولید فرهنگ را یا از او می رباید و یا به سمت و سوی خود جهت می دهد و این مهم فقط در اختیار شورای عالی تربیت اسلامی کشور بایسته است .

چالش های نظام تعلیم و تربیت کشور، دارای دو منشا است ،یکی معیوب بودن بنای ابتدایی و دیگری کهنسالی و سالخوردگی که تحمل و تاب آوری طرح های تحولی را نداشته و تا بنایی در شأن نظام اسلامی طراحی نگردد زحمات تحول طلبان با انحراف و استحاله تجملی مواجه می گردد. 

درک تفاوت های ظاهری و باطنی متربیان در نظام آموزشی فعلی بصورت همگام و به هنگام، بیشتر یک آرزو را به نمایش می گذارد تا یک برنامه تحولی را، زیرا اختلاط دو اندیشه انقلابی و انفعالی ابزارهای استعداد سنجی و همچنین متولیان آنرا از خودکنترلی واقع بینی به سمت و سوی جومحوری و محیط زدگی می کشاند.

ارمغان نورانی به جا مانده از معلمان و دانش آموزان شهید در وصیت نامه های آنان  به فرد فرد تحول خواهان پیام پاردایم عمیق تحول سازی می دهد چرا که آنان در عمق ناباوری در عرصه ملی و بین المللی چنان تحول آفریدند که زمام دار دستاوردهای علمی و انسانی 42 ساله انقلاب اسلامی گردیده است. 

فراموش نکنیم بسیاری از دانش آموزان علم زده از ساق پا تا فرق سر، در داخل و کشورهای یونسکو پسند که حتی با جایزه نوبل از آنان پذیرایی شد، هیچ گاه از مظلوم حمایت نکردند ،که این عیار با توصیه های به ارث مانده از شهیدان به خون تپیده در تعارض و تضاد است.

حال این سئوال پیش می آید آیا واقعا نظام آموزشی ما از عدم مهارت و استعداد های مهارت آفرین در رنج  و تعب است یا نام مدارس از صفات الهی مانند حکمت ها مملو گردیده  ولی برنامه درسی چنان به جدایی و تفکیک از معارف حکمت در غلتیدن است که دروس انسان سازی از آیات وحی و مفسران معصوم آن جز علم به حساب نمی آیند.

آیا مشکلات و چالش های آموزشی مدرسه را به زیور ادبیات شیرین فارسی و طمطراق لاتین کشیدن به معنی یافتن مسیر و مسیل برون رفت از آسیب ها محسوب می گردد یا لباس جزیی را بر قامت کلی پوشاندن چاره چالش ها می گردد.  ؟!

 

افزودن نظر جدید

کد امنیتی
کد امنیتی برای جلوگیری از ارسال اسپم می باشد.
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.

پیوندهای تصویری