تاریخ انتشار:98/3/1 - 11:10
شماره مطلب:139831
نشاط وشادماني درزندگي

راهكارهاي نشاط وشادماني از منظر امام حسن مجتبي عليه السلام

اين روزها گاهي مبحث شادماني و نشاط حقيقي با خودفراموشي به  سبك شادي جهان غرب اشتباه گرفته مي شود، در نظام شادماني غربي انسان براي فرار از واقعيت ها و دردو رنج  فراق از بايد هاي زندگي به موسيقي و اشعاري تخدير كننده پناهنده مي گردد، زيرا نظام بردگي اقتصاد سرمايه داري ايشان را اين چنين آماده سازي مي كند. همچنانكه در نظام امروز فرانسه مي توان به اين نكته مهم پي برد.، چرا كه نظام سرمايه داري فقط نشاط جسماني را براي افزايش سود و سرمايه خود وجدان نموده است، در صورتي كه در دين مبين اسلام نشاط بايد از درون به برون انسان سرچشمه بگيرد و داوم آن پايان ناپذير باشد، و اين راز پيچ در پيچ فقط در اكرام حقيقي انسان حاصل مي گردد. با تمام اين اوصاف نظام آموزشي دنيا پرستي، شادي و نشاط انسانها را تاريخمند به عمر جسماني و بدن رقصانی بشر نموده است، حال جايز است در مدارس و دانشگاهها و ديگر مراكز فرهنگي و تفريحي با تقليد و تبعيت از نظام آموزشي تاريخ مصرف دار و تك بعدي و حبس كننده عقل، جوانان و مردم را در خدمت شاداماني جسم پرستان در آوريم ، با توجه به منابع غني شادماني پايدار و روح نواز محافظ بدن كه در زندگاني اهل البيت  عليهم السلام شهود گرديده و مي شود. لازم است براي اثبات اين مهم به بخشي از نشاط آفريني در زندگي امام حسن مجتبي عليه السلام بپردازيم.

الف- تقسيم شادماني در سر سفره:

در روايت مذكور امام مجتبي عليه السلام براي درك شاماداني در اسلام 3 موضوع  را مورد توجه داشته است 1- درك شاداماني دروني و حقيقي غلام 2- تشويق و تأييد غلام در تقسيم شاداماني 3- زير ساخت سازي براي استمرار نشاط و شادي ايجاد شده توسط غلام در جامعه

ابن کثیر از علمای اهل سنت در البدایة و النهایة روایت کرده که امام (ع) غلام سیاهی را دید که گرده نانی پیش خود نهاده و خودش لقمه ای از آن می خورد و لقمه دیگری را به سگی که آنجا بود می دهد. امام (ع) که آن منظره را دید بدو فرمود: انگیزه تو در این کار چیست پاسخ داد: ‹انی استحیی منه ان آکل و لا اطعمه› (من از او شرم دارم که خود بخورم و به او نخورانم!) امام (ع) بدو فرمود: از جای خود برنخیز تا من بیایم! سپس به نزد مولای آن غلام رفت و او را با آن باغی که در آن زندگی می کرد از وی خریداری کرد، آنگاه آن غلام را آزاد کرده و آن باغ را نیز به او بخشید!

ب- نشاط بدون نشان در حاجت روايي بندگان حق تعالي:

در روايت مذكور امام عليه اسلام در 3 بخش نشاط حقيقي را به مسلمانان آموزش داده اند 1- با حفظ آبروي سائل او را شاد نمود 2- به ايشان آموزش داد كه شادي حقيقي آنست كه انسان شاداماني خود را در بر طرف نمودن غم وغصه ديگران بدون منت تعريف كند 3-  نشاط رسيده را از جانب خدا بداند چراكه ماندگار و ابدي خواهد يود.

ابراهیم بیهقی، یکی از دانشمندان اهل سنت، در کتاب المحاسن و المساوی  روایت کرده که مردی نزد امام حسن (ع) آمده و اظهار نیازی کرد، امام (ع) بدو فرمود: ‹اذهب فاکتب حاجتک فی رقعة و ارفعها الینا نقضیها لک› (برو و حاجت خود را در نامه ای بنویس و برای ما بفرست ما حاجتت را برمی آوریم!) آن مرد رفت و حاجت خود را در نامه ای نوشته برای امام (ع) ارسال داشت، و آن حضرت دو برابر آنچه را خواسته بود به او عنایت فرمود.شخصی که در آنجا نشسته بود عرض کرد: ‹ما کان اعظم برکة الرقعة علیه یابن رسول الله!› (براستی چه پر برکت بود این نامه برای این مرد ای پسر رسول خدا!) امام (ع) فرمود: ‹‹برکتها علینا اعظم حین جعلنا للمعروف اهلا، اما علمت ان المعروف ما کان ابتداءا من غیر مسئلة، فاما من اعطیته بعد مسئلة فانما اعطیته بما بذل لک من وجهه›› (برکت او زیادتر بود که ما را شایسته این کار خیر و بذل و بخشش قرار داد، مگر ندانسته ای که بخشش و خیر واقعی، آن است که بدون سؤال و درخواست باشد، و اما آنچه را پس از درخواست و مسئلت بدهی که آن را در برابر آبرویش پرداخته ای!)

ج- نشاط ديگران را تصاعدي نمودن:

در اين روايت مذكور امام حسن عليه السلام  نشاط را 3 ركن دادند1- نشاط را معنوي ترجمه نموده اند 2- مرز نشاط حقيقي و مجازي را با جبران برتر آن آموزشي و كوثري كرده اند 3- آيات قرآن را ميزان و معيار شادماني حقيقي معرفي فرمودند.

زمخشری در کتاب ربیع الابرار از انس بن مالک روایت کرده که گوید: من در خدمت حسن بن علی (ع) بودم که کنیزکی بیامد و شاخه گلی را به آن حضرت هدیه کرد. حسن بن علی بدو گفت: ‹‹انت حرة لوجه الله» (تو در راه خدا آزادی!) من که آن ماجرا را دیدم به آن حضرت عرض کردم: کنیزکی شاخه گل بی ارزشی به شما هدیه کرد و تو او را آزاد کردی؟ در پاسخ فرمود: ‹‹هکذا ادبنا الله تعالی «اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها» و کان احسن منها اعتاقها›› ) (اینگونه خدای تعالی ما را ادب کرده که فرمود: «وقتی تحیه ای به شما دادند، تحیتی بهتر دهید» و بهتر از آن آزادی اوست.)

د- در هم تنيدگي ادب و نشاط در انسان:

در روايت مذكور امام حسن مجتبي عليه السلام 1- افسردگي و نگراني ذلت سوال كردن را از سائل تفكيك نموده و ايشان را به نشاط آوردند.  2- در رفع حاجت سائل حس علو و برتري را با ادب و اعطاي كرم از ايشان دور نموده و روح و روانش را تحقير نمي كنند تا از فقر خود احساس خشم داشته و آنرا جرم خويش تلقي كند. 3- با اعطاي پلكاني به شخص  شادماني خود را در قالب انجام وظيفه الهي به او انتقال داده و اين مراجعه را ناشادي براي خودشان معرفي نمي كنند.

ز کتاب خصال شیخ صدوق (ره) روایت شده که مردی نزد عثمان بن عفان رفت و از او که بر درب مسجد نشسته بود درخواست بخششی کرد، عثمان دستور داد پنج درهم به او بدهند. آن مرد گفت: این مقدار دردی را از من دوا نمی کند، پس مرا به شخصی راهنمایی کن که حاجتم را برآورده سازد!  عثمان به گوشه ای از مسجد که امام حسن و امام حسین (ع) و عبد الله بن جعفر در آنجا نشسته بودند، اشاره کرده گفت: ‹‹دونک هؤلاء الفتیة›› ! (به نزد این جوانمردان برو!) آن مرد نیز متوجه آنها شده و حاجت خود را به ایشان معروض داشت! حسنین (ع) به آن مرد رو کرده گفتند: ‹‹ان المسئلة لا تحل الا فی احدی ثلاث، دم مفجع، او دین مقرح، او فقر مدقع ففی ایها تسئل›› (سؤال جز در یکی از سه چیز جایز نیست: خونی فاجعه آمیز، یا بدهکاری دردآور و جانسوز، یا فقری که انسان را خاکستر نشین کند، اکنون بگو: تو در کدامیک از این سه مورد سؤال می کنی؟) پاسخ داد: در یکی از همین سه مورد است! در اینجا امام حسن (ع) دستور داده پنجاه دینار به او بدهند، و امام حسین (ع) چهل و نه دینار و عبد الله بن جعفر چهل و هشت دینار! آن مرد پولها را گرفت و از نزد ایشان رفت و عبورش به عثمان افتاد، عثمان از او پرسید : چه کردی؟ و آن مرد داستان خود و کرم و بزرگواری حسنین (ع) و عبد الله بن جعفر را برای او بازگو کرد و عثمان که دچار شگفتی شده بود گفت: ‹‹من لک بمثل هوءلاء الفتیة؟ ! اولئک فطموا العلم فطما، و حازوا الخیر و الحکمة››  (چه کسی همانند این جوانمردان است، اینان از پستان علم و دانش شیر خورده و خیر و حکمت را نزد خود گرد آورده اند).

تهيه كننده : حسين درودي مربي حلقه هاي صالحين بسيج فرهنگيان شهيد رجايي

 

 

 

افزودن نظر جدید

کد امنیتی
کد امنیتی برای جلوگیری از ارسال اسپم می باشد.
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.

پیوندهای تصویری