تاریخ انتشار:98/9/27 - 16:10
شماره مطلب:1398927
بحث اين هفته حلقه هاي صالحين پايگاه بسيج فرهنگيان شهيد رجايي

سبک برنامه ریزی در آیات وحی و نهج البلاغه

فراز هایی از بیاینه گام دوم:

الف- انقلاب اسلامی با دوبال قرآنی "ربنا آتنا فی الدینا حسنه و فی الاخره حسنه" افول و سقوط نظام های تک قطبی را علنی کرد.

ب- «انقلاب اسلامی پس از نظام سازی، به رکود و خموشی دچار نشده و نمی شود و میان جوشش انقلابی و نظم سیاسی و اجتماعی تضاد و ناسازگاری نمی بیند، بلکه از نظریّه­ی نظام انقلابی تا ابد دفاع میکند.»

ج- دنیا به جوان ایرانی و پایداری ایرانی و ابتکارهای ایرانی، در بسیاری از عرصه ها با چشم تکریم و احترام می نگرد. قدر خود را بدانید  و با قوّت خداداد، به سوی آینده خیز بردارید و حماسه بیافرینید.

...........

سبک برنامه ریزی در آیات وحی و نهج البلاغه

..............

فاصله دردناک میان مدیریت و برنامه ریزی در کشورهای اسلامی

مسئولان باید مسأله‌ی جوانان، نیازهای جوانان، آینده‌ی جوانان و برنامه‌ریزی برای جوانان را یک مسأله‌ی درجه‌ی یک و جدّی به حساب آورند. (01/02/97)

رسول خدا(ص) فرمود: «انّ العمر محدودٌ لن یتجاوز احدٌ ما قدر له...؛ عمر محدود است هیچ کس از مقداری که برای او تعیین شده است رد نمی کند.»

((امام راحل و برنامه ریزی هایی از جنس ملکوت))

و فرمود: «کن علی عمرک اشحّ منک علی درهمک و دینارک؛» بر عمر (و زمان) حریص تر باش تا نسبت به درهم و دینار.»

علی(علیه السلام): «للمؤمن ثلاث ساعاتٍ: الف- فساعة یناجی فیها ربّه و ب- ساعةٌ یرمّ معاشه و ج-  ساعة یخلّی بین نفسه و بین لذّتها فیما یحلّ و یجمل؛»

«سزاوار است مؤمن را سه زمان باشد: زمانی که در آن با پروردگارش راز و نیاز کند، و زمانی که هزینه های زندگی را تأمین کند، و زمانی را به خوشی های حلال و زیبا، اختصاص دهد.»

((تعریف برنامه: سهم القلب2- سهم العقل 3- سهم الجسم))

در برنامه ریزی غربی ساحت قلب و عقل باید در خدمت و اطاعت لذت جسمانی باشد.

سوال: آیا برنامه ریزی از منابع اسلامی محتاج مدیرانی از جنس خود می باشد.؟

2- چرا مدیران در کشورهای اسلامی از تن دادن به برنامه های بر آمده از کانون آیات وحی احساس حقارت می کنند.؟

3- چرا در کشورهای اسلامی برنامه ریزی ها بر خلاف جهان غرب ترکیبی است.؟

4- این جمله مرحوم سید جمال الدین اسد آبادی به چه برنامه ریزی اشاره دارد و چرا گفت: "به غرب رفتم اسلام دیدم ولی مسلمان ندیدم و به مشرق برگشتم اسلام ندیدم، ولی مسلمان دیدم." ((آیا این استنباط غرض ورزانه و انحرافی نیست.؟))                                                                 {{ که هر چه از کشورهای اسلامی به سمت اروپا پیش می‌رویم، اسلام بیشتر به چشم می‌خورد و رعایت می‌شود! }}

5- چرا برنامه ریزان با ترکیب عقیدتی مادی محور و معنوی مدار و التقاطی دستاوردهای یکدیگر را خنثی و مزاحمت می کنند.؟

 6- چرا برنامه جریان داده شده و حاکم در جهان طبیعت با برنامه ریزی  التقاطی و تک بعدی بشر در سبد آموزشی متحد و منسجم اجتماع نمی کنند.؟

7- آیا برنامه مجازات الهی بصورت مستقیم صورت می پذیرد یا اینکه با استفاده از عالم درون و جهان پیرامونی به نمایش گذاشته می شود.؟

8- سبک برنامه ریزی امروز بشر چه ارتباطی با آلودگی جهان دارد.؟

فخررازی در ذیل آیه «والعصر انّ الانسان لفی خسرٍ؛»  به عصر سوگند که انسانها هم در زیانند.» چنین می گوید: «یکی از بزرگان پیشین می گوید: معنی این سوره را من از مرد یخ فروشی آموختم که فریاد می زد و می گفت: «ارحموا من یذوب رأس ماله ارحموا من یذوب رأس ماله؛رحم کنید به کسیکه سرمایه اش ذوب می شود، رحم کنید به کسی که سرمایه اش ذوب می شود.» پیش خود گفتم: این است معنی «انّ الانسان لفی خسرٍ» عصر و زمان بر او می گذرد و عمرش پایان می گیرد و ثوابی کسب نمی کند و در این حال زیانکار است.» تفسیر فخر رازی، ج 32، ص 85 به نقل از تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامیّه، ج 27، ص 296

««بدون پارسایی طرح و پروژه ایی در زندگی انسان کامل نمی گردد.»»

اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي فرمايد:
لاَ مَالَ أَعْوَدُ مِنَ العَقْلِ وَ لاَ وَحْدَةَ أَوْحَشُ مِنَ الْعُجْبِ وَ لاَ عَقْلَ كالتَّدْبِير...   
هيچ مالي پر درآمدتر از عقل، هيچ تنهايي وحشتناك تر از خودبيني و هيچ تدبيري هم چون عاقبت انديشي نيست.

(( رابطه برنامه ریزی اسلامی با عقل رحمانی و سربازان آن))

أَيُّها النَّاسُ لاَ خَيْرَ في دُنْيَا لاَ تَدْبيرَ فِيهَا.
اي مردم! دنيايي كه تدبيري در آن نباشد، خيري ندارد.

اَلتَّدْبِيرُ نِصْفُ الْمَعُونَةِ
تدبير (در امور معاش) نيمي از ياري رساندن به زندگي است.

امیر مومنان(ع) می فرمایند: التدبیر قبل العمل یومن الندم. برنامه ریزی قبل از انجام دادن کار، [انسان را] از پشیمانی درامان نگه می دارد.

«« النظر فی العواقب تلقیح القلوب»»

 آینده نگری (برنامه ریزی) برای آینده اطمینان و آرامش دل ها را به همراه دار

««حسن التدبیر ینمی قلیل المال و سوء التدبیر یفنی کثیرالمال»» 

 برنامه ریزی خوب، مال [امکانات] کم را افزایش می دهد و برنامه ریزی بد اموال [و امکانات] زیاد را از بین می برد.

««القلیل مع التدبیر ابقی من الکثیر مع التبذیر»»

««اصل العزم الجزم و ثمرته الظفر»»

اساس تصمیم گیری، دوراندیشی و نتیجه آن پیروزی است

««اوصیکما و جمیع ولدی و اهلی و من بلغه کتابی بتقوی اللّه و نظم امرکم»»

 من شما را و تمام فرزندان و خاندانم و کسانی را که این وصیت نامه به آنان خواهد رسید به پرهیزگاری و نظم امور خودتان وصیت می کنم.

  حضرت علی(ع): ««للمتّقی ثلاث علاماتٍ: اخلاص العمل و قصر الامل و اغتنام المهل»»

 پرهیزگار سه نشان دارد: ««اخلاص در عمل، کوتاهی در آرزو و بهره گرفتن از فرصت های پیش آمده.»»

««امض لکلّ یومٍ عمله فانّ لکلّ یوم ما فیه»»

 در هر روز کار همان روز را انجام دهد که هر روز را کاری است

 (( رابطه برنامه ریزی با تربیت جاویدان و ماندگار  ))

««مباحث تکمیلی سند تحول»»

دیالکتیک. [ ل ِ ] (فرانسوی ، اِ) لفظی که بطور کلی بمعنی بررسی نقادانه مطابقت یک عقیده یا رای است با حقیقت و در اصطلاح فلسفه بمعنای مختلف به کار رفته است. اصلا دیالکتیک بمعنی فن استدلال و احتجاج بوسیله  سوال و جواب بوده است و ارسطو اختراع آن را به زنون الئائی نسبت داده است ، اگرچه این روش احتجاج مخصوصاً به سقراط نسبت داده میشود. افلاطون دیالکتیک را به دو معنی به کار برده است ، یکی فن تعریف و تمیز مُثُل و دیگری علمی که ناظر است به روابط بین مُثُل درپرتو اصل واحد «خیر» که چون خورشیدی عالم حقایق را روشن میکند. ارسطودیالکتیک را در مقابل براهین استدلالی علمی به استنتاج از آراء مقبوله تخصیص داده است.در طی قرون وسطی اصطلاح دیالکتیک به آنچه اکنون منطق خوانده میشود اطلاق میشد. در فلسفه جدید لفظ دیالکتیک در دو معنی مخصوص بکار رفته است کانت این لفظ را عنوان قسمتی از کتاب نقادی عقل مطلق خود قرار داده است که اشکالات مخصوص ناشی از استعمال اصول علم را در اموری (مانند نفس ، جهان و خدا) خارج از حد تجربه نقادی میکند. هگل روش منطقی فلسفه  خود را دیالکتیک میخواند، و در این مورد این لفظ را به « سلوک عقل » ترجمه کرده اند. روش هگل رامارکس و انگلس در فلسفه  مادی احتجاجی خود اقتباس کرده اند. (دائرة المعارف فارسی)

((مباحث تکمیلی سند تحول بنیادین))

الف- (مبانی هستی شناختی  ontologh)

۱ ۱ ۱. جهان هستي واقعيت دارد؛ ولی هستي به طبيعت منحصر نيست.

در نگرش واقع گرای اسلامی وجود جهان، امری مسلم وبديهی است ؛ يعني جهانِ هستي مجموعه اي است به هم پيوسته از واقعيت هاي بس گوناگون، كه هيچ شك و ترديدي در اصل وجود آن راه ندارد. در جهان بينی الهی اسلام، مفروض دانستن اين مبنا كاملاً مشخص و برجسته است  و در آموزه های اسلامی از انسان خواسته شده تا در شناخت خود و محيط خويش فارغ از پندارها و ذهنيات، هر چيز را همان طور كه هست، با همة خصوصيات واقعي اش و با همة ابعاد مختلف و پيوستگي ها و وابستگي هايش بشناسد.(مبانی سند ص-49)                            

  1. علت محدودیت  برنامه ریزی در جهان غرب چیست.؟
  2. چرا در نظام آموزشی مادی محور تربیت باید در خدمت آموزش باشد.؟

ب-(معرفت شناختی -epistemology)

1-3-1 انسان نسبت به شناخت هستي و درك موقعيت خود وديگران در هستي توانايي دارد.

همچنان که وجود واقعياتی خارج از ذهن، برای هر انسان امری بديهي و ترديد ناپذير است، امكان شناخت اين واقعيات) دست يابي و شكل گيري دانش) نيز امری است بديهی كه جاي انكار و يا حتي ترديد ندارد . به بيان ديگر، جهان هستي قابل شناسايي است و انسان توانايي شناخت آن را دارد. خداوند اين توانايي را به انسان عطا كرده است.دعوت به شناخت ابعاد و مراتب مختلف هستي و اشاره به پديده هاي آفاقي و انفسي در قرآن، نشان از قدرت بشر براي شناخت دارد. هم چنين، اشارة قرآن به تعليم بشر توسط خدا،  دلالت برفعليت يافتن اين امكان داردکه همين علم انسان زمينة انتخابگري و مسئوليت و كرامت آدمي است و در نتيجه سجود فرشتگان . را در برابر او فراهم آورده است.(مبانی سند ص-78)

  1. چرا در نظام آموزشی غرب زمینه های انتخاب فراگیر نیست.؟
  2. چرا در نظام مادی و حسی کرامت انسان تک بعدی می شود.؟

علی علیه السلام: «فانظر الی الشمس و القمر و النبات و الشجر و الماء و الحجر و اختلاف هذا اللیل و النهار... و تفرق هذه اللغات و الالسن المختلفات، فالویل لمن انکر المقدر و جحد المدبر زعموا انهم کالنبات ما لهم زارع... و هل یکون بناء من غیر به ان او جنایه من غیر جان؟ » یعنی: پس بنگر در آفتاب و ماه، و درخت و گیاه، و آب و سنگ، و شب و روز رنگارنگ، ... و گوناگونی لغت‌ها و زبانهای مختلف؛ پس وای بر آن که تقدیر کننده را نپذیرد، و تدبیر کننده را ناآشنا گیرد. پنداشته‌اند همچون گیاهانند که آنان را کارنده‌ای نیست و اختلاف صورتهاشان را سازنده‌ای!؟ ... و آیا هیچ بنایی بود بی‌سازنده، یا جنایتی بی‌جنایت کننده؟

ج-(انسان شناسی - Anthropological)

1-2-1. انسان موجودي است مرکب از جسم و روح :دو حيثيت در هم تنيده و مرتبط.

وجود انسان، توأمان دو جنبة مادي و غيرمادي دارد: هم جسم و كالبددارد؛ هم روح. اما انسان از دو حقيقت بيگانه تركيب نشده است و اين روح از آن بدن بيگانه نيست ؛ بلكه به رغم تفاوت هاي اساسي، ميانشان ارتباطي وثيق برقرار است و به شكلي متقابل از هم تأثير مي پذيرند. در حقيقت بدن و روح مراتب يک وجود شخصي واحد و متصل به هم اند و اين دو وجه و دو جنبة وجود انسان،  بر هم تأثير و تأثر مداوم و متقابل دارند. (مبانی سند-ص 57)

  1. چرا جهان غرب نیاز به برنامه ریزی اختلاطی میان  دختر و پسر در نظام آموزشی خود دارد.؟
  2. چرا در جهان مادی سالار زندگی انسانها بصورت فردی و با حیوانات برنامه ریزی گردد.؟

د-(مبانی ارزش شناسی -axiology)

1-4-1 اعتبار ارزش هاي حقيقي بر واقعيت هاي مربوط به عمل آدمي و نتايج آن تكيه دارد.

هرچند ارزش ها )به لحاظ چيستی( از سنخ مفاهيم و گزاره هايي اعتباري هستند، به طوری كه انسان ها به نوعي در مقام عمل به آن ها ملتزم و پاي بندند و به مفاد آن ها يا بر اساس آن ها اقدام و رفتار مي كنند ، اما بايد دانست که اولاً اين اعتبارات، در مقام ارزشگذاری تنها در ارتباط با واقعيات ومفاهيم حقيقي و با تكيه بر آن ها قابل اعتنا و طرح اند و در غير اين صورت، از خود وجود مستقلي ندارند. به بيان ديگر، ارزش ها (بايدها و نبايدهاي ارزشي) بيانگر رابطة ضروري خاصي است كه برحسب علّيّت و سببيّت، بين عمل اختياري فرد و نتيجة مترتب بر آن ١وجود دارد. در واقع، وراي اعتبار مفاهيم ارزشي و مقدم بر آن، واقعيتي (يعنی رابطه اي واقعي ميان عمل اختياري و نتيجة آن) وجود دارد كه خود در زمره ي مفاهيم ارزشي نمي گنجد، اما ثبات و اعتبار ارزش به آن بستگي دارد ، بنابراين، تنها برخي از ارزش ها را مي توان، به تبع مباني و منشأ انتزاع خويش، از ارزش های حقيقي به شمار آورد. درغير اين صورت، اگر مفاهيم و گزاره هاي ارزشي، بدون نظر به واقعيات عيني، تعيين و ارائه شوند صرفاً اعتباراتي خواهند بود كه به احساسات، عواطف، سليقه ها، اميال و خواهش هاي افراد، مستند هستند و لذا به لحاظ منطقی نمي توان بر آن ها احكام و آثاري مترتب نمود؛ ثانياً تحقق ارزش های حقيقی در مقام عمل به آنها، مستلزم واقعيت يافتن نوعی کمال وجودی (تکامل) درآدمی است که عبارت است از آثار ونتايج واقعی اعمال اختياری انسان در وجود خود او(علاوه برنتايج وپيامدهای بيرونی عمل آدمی نسبت به ديگران)، همان طوری که واقعيت يافتن ضد ارزش ها نيز در زندگی آدمی زاده، لاجرم به سقوط و انحطاط وجودی او از مقام شايستة انسان منجرمی شود. بنابراين در تحليل نهايي از منظر اسلامی، می توان گفت که ارزش ها (احكام عملي اعتباري( در مرحلة نخست )ارزش گذاری( مبتني است بر واقعيت هاي ثابت وجود آدمي كه ويژگي هاي اساسي و محوري آفرينش انسان است و از آن ها به فطرت و طبيعت ياد مي شود و در مرحلة بعد نيز تحقق ارزش ها و عمل به آن ها ناظر به رابطه اعمال اختياری انسان با كمال وسعادت حقيقی او و موجب تکامل واقعی آدمی واشتداد وجودی اوست که امری واقعی و حقيقی- نه سليق های ونسبی يا خيالی و اعتباری محض- است.(مبانی سند ص-89)

  1. چرا در جهان غرب ارزش های اعتباری مقدم و مسلط بر ارزش های اختیاری و فطری می باشد.؟
  2. چرا نظام آموزشی مادی محور،  ارتباط با حیوانات را بر روابط با انسانها مقدم می کنند.؟

ه-( مبانی دین شناسی – philosophy of religion)

1-5-1دين حقيقت واحدي است كه از سوی خدا برای هدايت بشر به سوی سعادت حقيقی وجاويد فرستاده شده است و شرايع توحيدي مصاديق متكامل آن محسوب مي شوند؛ خاستگاه ومقصد دين حق (=اسلام)، فطرت انسان و شکوفائی آن است.

دينِ حق مجموعه ای از اعتقادات و قوانين وارزش های متناسب با آن هاست که از سوی خدای حکيم برای راهنمايی انسان ها به سوی کمال شايستة ايشان توسط پيامبران الهی فرو فرستاده شده است. باور به خداوند يگانه، معاد و نبوت، هستةاعتقادي مشترك همةاديان توحيدي(شرايع ابراهيمي) می باشد؛همچنان که لزوم عبادت و اطاعت خداوند، رعايت تقو اي الهي و پاسداشت اصول و ارزش هاي اخلاقي و انساني نيز در همة آن ها مورد تأكيد است. البته، دينِ حق )به معناي اخص( در دوران حاضر همانا اسلام به معناي خاص آن است كه بر پيامبر اکرم حضرت محمد مصطفی (صلی الله عليه واله وسلم) توسط جبرئيل امين نازل شده و با دو خصوصيت جهاني بودن و جاودانگي، خاتم همة شرايع توحيدي به شمار مي آيد وآموزه های آن در تلائم کامل با سنن جاويد آفرينش، فطرت پاک آدمی و احکام عقل سليم است . لذا بيان دين اسلام در مورد حقايق اعتقادي، اصول اخلاقي و قوانين كلي زندگي آدمي تمام و كامل است و اعتبار و صحت آن به وقت و مخاطب معيني محدود نيست.(مبانی سند ص-107)                                               (( برنامه جهان طبیعت در تقابل با برنامه ریزی جهان بشریت ))

  1. چرا برنامه ریزی های در نظام آموزشی غرب پایدار نیست.؟
  2. چرا ارزش های دینی در جهان غرب جایگاه اجتماعی ندارد.؟

 

افزودن نظر جدید

کد امنیتی
کد امنیتی برای جلوگیری از ارسال اسپم می باشد.
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.

پیوندهای تصویری