تاریخ انتشار:98/4/10 - 15:51
شماره مطلب:1398410
بحث اين هفته حلقه هاي صالحين پايگاه بسيج فرهنگيان شهيد رجايي

نگاه های تربیتی به مکتب عاشورا

تعریف فرح و شادی:  انبساط قلبی یا همان لذتی گذرا است که احساس سبکی و  آرامش  و زنده بودن  قلب را در بر دارد. قرآن حتی گاهی امر به شادی می‌کند و می‌فرماید «بگو به فضل و رحمت خدا باید خوشحال شوند» (یونس: 58) در مقابل، محدوده­ی شادی را چنین مشخص می‌کند که شادی همراه با غرور و خود برتربینی مذمت و نکوهش می‌شود (قصص: 76).

نشاط و شادی شرط قبولی عمل: انجام كار بدون نشاط یا همراه با بهانه‏گیرى، به منزله‏ى انجام ندادن آن است، بنى‏اسرائیل چون بعد از بهانه‏گیره‏هاى زیاد، گاوى را ذبح كردند قرآن مى‏فرماید: گویا ذبح نكردند. «فذبحوها و ما كادوا یفعلون»(43) بارها قرآن از كسانى كه هنگام رفتن به جبهه بى‏نشاط بودند، انتقاد كرده است. «اثّاقلتم الى الارض»(44) در كربلا نشاط بود؛ امام حسین‏علیه السلام فرمود: مرگ مانند گردنبند در سینه دختران جوان است. فرزند سیزده ساله امام حسن‏علیه السلام (حضرت قاسم) فرمود: مرگ نزد من از عسل شیرین‏تر است. یاران امام حسین‏علیه السلام مى‏گفتند: اگر بارها زنده شویم باز كشته شویم، دست از تو بر نمى‏داریم. نشاط بالاتر از رضایت و تسلیم است، ریشه‏ى نشاط ایمان به راه، رهبر و هدف است و بى‏نشاطى، نشانه‏ى باورنداشتن راه، رهبر و هدف است.

شرایط شادی حقیقی و واقعی:: 1- آرامش دهنده قلب 2- ماندگار 3- قابل انتقال به جهان آخرت 4- اجتماع محور 5- همآهنگ و همساز  با جهان خلقت 6- وسعت بخش آزادی انسان 7- خرد مدار 8- قابل ذخیره بر ای کهنسالی 9- مولد حلم و صبوری 10- مقاومت آفرین 11- حلقه وصل با فرشتگان 12- عامل ابتکار و نو آوری

((اقسام نشاط و شادی ماندگار))

1- تفریح و شادی و نشاط از نیازهای اساسی در ساختار  انسان 2-  شادی و نشاط  رافع  خستگی روح و جسم انسان  3-  تفریح و شادی و نشاط  حقیقی دارای شرایط ویژه در اسلام  4- تفریح و شادی و نشاط  حقیقی و نوع ارتباط آن با سبک زندگی 5- تفریح و شادی و نشاط فقط هیجان‌انگیز و لو خطر آفرین  6- تفریح و شادی و نشاط  خانواده محور 7- تفریح و شادی و نشاط در مکاتب مختلف 8 - تفریح و شادی و نشاط بدون محدودیت 9 - تفریح و شادی و نشاط انسان محور10- تفریح و شادی و نشاط فطرت مدار 11- تفریح و شادی و نشاط کمال گرا 12- تفریح و شادی و نشاط همسو با جهان خلقت   13- تفریح و شادی و نشاط جامعه ساز   14-  تفریح و شادی و نشاط پیوند جسم و جان  15- تفریح و شادی و نشاط مشارکت ساز  16- تفریح و شادی و نشاط  افزایش دهنده امید و  خوش گمانی و اعتماد به نفس 17- تفریح و شادی و نشاط سبب توسعه پایدار 18- تفریح و شادی و نشاط رافع خیالات و اوهام 19- تفریح و شادی و نشاط ضد تنبلی و گنگی و کسالت20- تفریح و شادی و نشاط عامل گسترش فهم و شناخت پایدار  21- تفریح و شادی و نشاط عامل ازدیاد عمر مفید 22- تفریح و شادی و نشاط مسبب ابتکار و خلاقیت  23- تفریح و شادی و نشاط منشأ ایثار و احسان  24- تفریح و شادی و نشاط گوهر شب چراغ زندگی شهری  25- تفریح و شادی و نشاط ضد خنگی و خرفتی  26- تفریح و شادی و نشاط دارو  بی درمان تنش ها و تکان های فضای مجازی  27- تفریح و شادی و نشاط بر آمده از زیبایی های در جهان طبیعت  28- تفریح و شادی و نشاط دو بعدی و متعادل  با اشک و اندوه 29- تفریح و شادی و نشاط تحمل آفرین و مقاومت ساز30- تفریح و شادی و نشاط موقتی و مقطعی  31- تفریح و شادی و نشاط فانی و فاسد نشدنی 32- تفریح و شادی و نشاط آمیخته به خشنودی بینوایان  33- تفریح و شادی و نشاط همسایه  و هم آغوش دعا و مناجات 34- تفریح و شادی و نشاط بر گرفته از تخریب جسم و جان  35- تفریح و شادی و نشاط تبادلی مداوم درون و برون انسان  36- تفریح و شادی و نشاط ارتباط دهنده با خالق هستی37- تفریح و شادی و نشاط مدیریت کننده بحران های زندگی38- تفریح و شادی و نشاط هم سنخ با پوشش ظاهری 39- تفریح و شادی و نشاط از جنس سحر خیزی و شب زنده داری40- تفریح و شادی و نشاط در تناقض و تعاند با بزه کاری  41- تفریح و شادی و نشاط احیاء کننده خصائص انسانی   42- تفریح و شادی و نشاط محزون کننده شیاطین 43- تفریح و شادی و نشاط جبران کننده خسارت ها   (( حربن زیاد ریاحی)) 44- تفریح و شادی و نشاط بدون هدف از جمال  و کمال 45- تفریح و شادی و نشاط مغذی عقل  46- تفریح و شادی و نشاط ترایشیده شده از دروغ و دغل  47- تفریح و شادی و نشاط متقاضی  مکتب ماتریالیستی  48- تفریح و شادی و نشاط هم مرز با حیوانات  49- تفریح و شادی و نشاط حاصل از تخریب شادی و نشاط دیگران  50- تفریح و شادی و نشاط مستند به علم محدود بشری  51- تفریح و شادی و نشاط افراطی و تفریطی 52- تفریح و شادی و نشاط جهت مخالفت با عفت و انسانیت  53- شادی و نشاط صعودی و  نزولی 54- همبستگی مثبت و معناداری بین رضایتمندی و  نشاط و شادی

روزگاری است که سودای بتان دین من است
غم این کار نشاط دل غمگین من است .

حافظ

 ((منظور از مقتضيات تربيت))

هر گونه اقدام و تدبير هدفمندی است که مربيان در فرايند تربيت برای تحقق اهداف اين فرايند نسبت به متربيان طراحی واجرا می کنند که اهم آن ها عبارت اند از1- تمهيدات:

««مقدمات نشاط و شادمانی حقیقی»»

((مقتضيات تربيت1-3-4))

1-(فراهم کردن امکانات مقدماتی و شرايط محيطی مناسب(2- (تأديبتعليم تزكيه(تطهير)3 -تبيين4-تذکر و موعظ 5- انذار و تبشير6- پرسش وپاسخ7- امر به معروف ونهی از منکر 8- تشويق و تنبيه 9- ابتلا وآزمایش 

««موانع و مشکلات  نشاط و شادمانی»»

((موانع تربيت))

2 -3-4 - عنوان موانع تربيت به امور و پديده هايی اطلاق می شود که در تحقق اهداف فرايند تربيت تأثير منفی دارند. البته اين موانع ممکن است بيرونی يا درونی، در اختيار مربيان و يا خارج از اختيارايشان باشند و برخی از مهم ترين آن ها را می توان چنين برشمرد:1- دنيا طلبی وهوای نفس2-  حاکميت رذائل اخلاقی نظير (لجاجت، تعصب، تکبر، غرور وخودرأيی)3 -فقر اقتصادی و کمبود وسايل ضروری معاش 4- احساس بی نيازی و خود کفايی 5- حکومت طاغوت )رهبران غير الهی(  و مشرکان و ظالمان برجامعه 6- غلبة وسوسة شيطان و فکر وخيال باطل برفضای ذهن وانديشه 7- وجود شبهات فکری و عقيدتی 8-غفلت از ياد خدا 9- استفاده از غذا واموال حرام 10- دسترسی)مطلق و بی حد وحصر) به وسايل ترويج فساد وفحشا11- حضور )انفعالی ( در محيط آلوده (مبانی سند-ص 172)

((جان استوارت میل: یک انسان با ایمان، معادل 99 فرد علاقمند است))

 امام المتقین علی علیه السلام بنگرند که فرمود: «فَمَا خُلِقْتُ لِیَشْغَلَنِی أَکْلُ الطَّیِّبَاتِ کَالْبَهِیمَةِ الْمَرْبُوطَةِ هم‌ها علف‌ها أَوِ الْمُرْسَلَةِ شغل‌ها تَقَمُّمُهَا تکترشُ مِنْ أَعْلَافِهَا وَ تَلْهُو عَمَّا یُرَادُ بِهَا أَوْ أُتْرَکَ سُدًی أَوْ أُهْمَلَ عَابِثاً أَوْ أَجُرَّ حَبْلَ الضَّلَالَةِ أَوْ أَعْتَسِفَ طَرِیقَ الْمَتَاهَة» (6) یعنی: مرا نیافریده‌اند، تا خوردنیهای گوارا سرگرمم سازد، چون چهار پای بسته که به علف پردازد، یا آن که واگذارده است و خاکروبه‌ها را به هم زند و شکم را از علفهای آن پر سازد، و از آنچه بر سرش آرند غفلت دارد، یا مرا وانهند یا به بازی سر دهند یا ریسمان گمراهی را کشان باشم و یا بیخودانه در سرگردانی‌ها گردان! انسان آفریده نشده است تا خوب بخورد و خوردن چرب و شیرین او را به خود مشغول سازد، همانند چهارپایی که او را به آغل بسته و کاه و علف جلویش ریخته باشند که تمام تلاش و هدفش همانست و یا حیوان افسار گسیخته‌یی که تمام وقت خود را صرف به هم زدن زباله‌ها برای پر کردن شکمش می‌کند، ولی از سرنوشت خویش بی‌خبر است. یعنی نمی‌داند برای چه پروار می‌شود؟ 

(مبانی ارزش شناسی -axiology)

««  همبستگی معنادار ارزش با شادی و نشاط »»

1-4-1 اعتبار ارزش هاي حقيقي بر واقعيت هاي مربوط به عمل آدمي و نتايج آن تكيه دارد.

هرچند ارزش ها )به لحاظ چيستی( از سنخ مفاهيم و گزاره هايي اعتباري هستند، به طوری كه انسان ها به نوعي در مقام عمل به آن ها ملتزم و پاي بندند و به مفاد آن ها يا بر اساس آن ها اقدام و رفتار مي كنند ، اما بايد دانست که اولاً اين اعتبارات، در مقام ارزشگذاری تنها در ارتباط با واقعيات ومفاهيم حقيقي و با تكيه بر آن ها قابل اعتنا و طرح اند و در غير اين صورت، از خود وجود مستقلي ندارند. به بيان ديگر، ارزش ها (بايدها و نبايدهاي ارزشي) بيانگر رابطة ضروري خاصي است كه برحسب علّيّت و سببيّت، بين عمل اختياري فرد و نتيجة مترتب بر آن ١وجود دارد. در واقع، وراي اعتبار مفاهيم ارزشي و مقدم بر آن، واقعيتي (يعنی رابطه اي واقعي ميان عمل اختياري و نتيجة آن) وجود دارد كه خود در زمره ي مفاهيم ارزشي نمي گنجد، اما ثبات و اعتبار ارزش به آن بستگي دارد ، بنابراين، تنها برخي از ارزش ها را مي توان، به تبع مباني و منشأ انتزاع خويش، از ارزش های حقيقي به شمار آورد. درغير اين صورت، اگر مفاهيم و گزاره هاي ارزشي، بدون نظر به واقعيات عيني، تعيين و ارائه شوند صرفاً اعتباراتي خواهند بود كه به احساسات، عواطف، سليقه ها، اميال و خواهش هاي افراد، مستند هستند و لذا به لحاظ منطقی نمي توان بر آن ها احكام و آثاري مترتب نمود؛ ثانياً تحقق ارزش های حقيقی در مقام عمل به آنها، مستلزم واقعيت يافتن نوعی کمال وجودی (تکامل) درآدمی است که عبارت است از آثار ونتايج واقعی اعمال اختياری انسان در وجود خود او(علاوه برنتايج وپيامدهای بيرونی عمل آدمی نسبت به ديگران)، همان طوری که واقعيت يافتن ضد ارزش ها نيز در زندگی آدمی زاده، لاجرم به سقوط و انحطاط وجودی او از مقام شايستة انسان منجرمی شود. بنابراين در تحليل نهايي از منظر اسلامی، می توان گفت که ارزش ها (احكام عملي اعتباري) در مرحلة نخست (ارزش گذاری) مبتني است بر واقعيت هاي ثابت وجود آدمي كه ويژگي هاي اساسي و محوري آفرينش انسان است و از آن ها به فطرت و طبيعت ياد مي شود و در مرحلة بعد نيز تحقق ارزش ها و عمل به آن ها ناظر به رابطه اعمال اختياری انسان با كمال وسعادت حقيقی او و موجب تکامل واقعی آدمی واشتداد وجودی اوست که امری واقعی و حقيقی- نه سليق های ونسبی يا خيالی و اعتباری محض- است.(مبانی سند ص- 

نمی بینم نشاط عیش در کس

نه درمان دلی نه درد دینی .

حافظ

انواع فرح و شادمانی در قرآن عبارت‌است از:

1- شادی شهیدان به فضل الهی : 168وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ169فَرِحينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ170يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنينَ169) و کسانى را که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندار، بلکه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان از نعمت هاى بهشت به آنان روزى مى دهند.  

() به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است شادمانند، و براى آن مؤمنان راستینى که پس از آنانند و هنوز به ایشان نپیوسته اند مسرورند که ترسى آنان را فرانمى گیرد و اندوهگین نمى شوند.  170

( به نعمت و فضلى که از جانب خداست و این که خدا پاداش مؤمنان را تباه نمى کند شادمانند. 171

2-  اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ وَ فَرِحُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ مَتاعٌ

خداوند براى هر كه بخواهد روزى را گسترش مى‌دهد و (يا) تنگ مى‌گرداند. و (مردم) به زندگى دنيا دل‌خوشند، در حالى كه زندگى دنيا در (برابر زندگى) آخرت جز يك كاميابى (موقت و اندك) نيست.

3- مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ «32»

از كسانى كه دين خود را جدا و پراكنده كردند و به دسته‌ها و فرقه‌ها تقسيم شدند؛ و هر گروهى به آنچه نزد آنهاست شادمانند.

4- فَلَمَّا جاءَهُمْ بِآياتِنا إِذا هُمْ مِنْها يَضْحَكُونَ «47»

پس چون موسى با آيات ما به سراغ آنان آمد، آنان به آن (آيات و معجزات) خنديدند.

5- ذلِكُمْ بِما كُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ بِما كُنْتُمْ تَمْرَحُونَ «75»

اين (عذاب) به خاطر آن است كه در زمين به ناحقّ شادى مى‌كرديد و در ناز و سرمستى به سر مى‌برديد.

. 2- إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‌ فَبَغى‌ عَلَيْهِمْ وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ «76»

همانا قارون از قوم موسى بود و بر آنان ستم نمود، با آن كه ما آنقدر از گنج‌ها (و صندوق جواهرات) به او داده بوديم كه حمل كليدهايش بر گروه نيرومند نيز سنگين بود. روزى قومش به او گفتند: مغرورانه شادى مكن، به درستى كه خداوند شادمانان مغرور را دوست نمى‌دارد.

3- فَلَمَّا جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ «83»  

پس چون پيامبرانشان همراه با معجزات به سراغشان آمدند به آن مقدار علمى كه نزدشان بود خوشحال شدند (و حاضر نشدند منطق انبيا را بپذيرند) و آن چه (از قهر الهى) كه به تمسخر مى‌گرفتند، آنان را فرا گرفت.

4- و آیه 10 سوره هود

وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّیِّئَاتُ عَنِّی ۚ إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ
و اگر آدمی را به نعمتی پس از محنتی که به او رسیده باشد رسانیم (مغرور و غافل شود و) گوید که دیگر روزگار زحمت و رنج من سرآمده، سرگرم شادمانی و مفاخرت گردد

5- فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي وَ كُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَكُونَ «110»

(امّا) شما آنان را به مسخره گرفتيد تا آن كه (با اين كار) ياد مرا از خاطرتان بردند و شما به آنان مى‌خنديديد.

6- قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ «58»

بگو: (مؤمنان) تنها به فضل و رحمت خداوند شاد شوند، (نه به مال و مقام،) كه آن بهتر از هرچيزى است كه مى‌اندوزند.  

((موضوع شادی در احادیث و روایات))

1- « السُّرُورُ یبْسُطُ النَّفْسَ وَ یثِیرُ النَّشَاط»

شادی موجب انبساط روح می‌شود و نشاط انگیز است.

تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، نویسنده: تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، محقق / مصحح: درایتی، مصطفی، ص 319، ح 7391

2- «الْغَمُّ یقْبِضُ النَّفْسَ وَ یطْوِی الِانْبِسَاط»

غمگین بودن موجب انقباض اعصاب می‌شود و شادی‌ها را درهم می‌پیچد.

تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، نویسنده: تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، محقق / مصحح: درایتی، مصطفی، ص 321، ح 7455

3- «أَوْقَاتُ السُّرُورِ خُلْسَة»

اوقات شادمانی غنیمت است.

تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، نویسنده: تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، محقق / مصحح: درایتی، مصطفی، ص 319، ح 7390

4- «سُرُورُ الْمُؤْمِنِ بِطَاعَةِ رَبِّهِ وَ حُزْنُهُ عَلَی ذَنْبِهِ»

خوشحالی مؤمن لحظه‌ای است که مطیع پروردگار باشد و ناراحتی مؤمن لحظه‌ای است که گناهی از او سر بزند.

تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، نویسنده: تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، محقق / مصحح: درایتی، مصطفی، ص 181، ح 3398

5-«أَکثَرُ سُرُورِک عَلَی مَا قَدَّمْتَ مِنَ الْخَیرِ وَ حُزْنِک عَلَی مَا فَاتَ مِنْه»

زمانی که کارهای خوبی انجام می‌دهی و برای روز قیامت ذخیره می‌کنی مایه شادمانی است، اما اگر در اطاعت خداوند کوتاه آمدی زمانی است که باید محزون باشی.

تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، نویسنده: تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، محقق / مصحح: درایتی، مصطفی، ص 145، ح 2631

6- «فَإِنَّ الْإِنْسَانَ قَدْ یسُرُّهُ مَا لَمْ یکنْ لِیفُوتَهُ وَ یسُوءُهُ فَوْتُ مَا لَمْ یکنْ لِیدْرِکهُ»

افرادی وجود دارند که وقتی فرزندش بیمار می‌شود ناراحت می‌شود و زمانی که سلامتی می‌یابد خوشحال می‌شوند، زمانی که ثروتی به دست می‌آورد خوشحال است و زمانی که ثروتش از دست می‌رود ناراحت است.

7- «فَإِنَّهُ لَیسَ مِنَ الْأَعْمَالِ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بَعْدَ الْإِیمَانِ أَفْضَلُ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَی الْمُؤْمِنِین»

بعد از ایمان به خدا هیچ عملی نزد خداوند متعال باارزش‌تر از شاد کردن دیگران نیست.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 71، ص 313، ح 69

8-«وَ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَی‌ءٍ أَحَبَّ إِلَی اللَّهِ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَی الْمُؤْمِن»

در میان عبادت‌های خداوند بالاترین عبادت آن است که شما در قلب برادر مؤمن خود شادمانی ایجاد کنید.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 2، ص 188، ح 2

9- «فَوَالَّذِی وَسِعَ سَمْعُهُ الْأَصْوَاتَ مَا مِنْ أَحَدٍ أَوْدَعَ قَلْباً سُرُوراً إِلَّا وَ خَلَقَ اللَّهُ لَهُ مِنْ ذَلِک السُّرُورِ لطفاً»

قسم به خدایی که تمام صداها را می‌شنود اگر کسی شادی در قلب دیگران ایجاد کرد خداوند عالم از این شادی لطف و رحمت و نوری ایجاد می‌کند

10-«مَنْ أَدْخَلَ عَلَی مُؤْمِنٍ فَرَحاً فَقَدْ أَدْخَلَ عَلَی فَرَحاً»

اگر کسی مؤمنی را شاد کند مرا شاد کرده است.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 71، ص 413، ح 27

11-«لَا یرَی أَحَدُکمْ إِذَا أَدْخَلَ عَلَی مُؤْمِنٍ سُرُوراً أَنَّهُ عَلَیهِ أَدْخَلَهُ فَقَطْ»

کسی که شخص مؤمن را خوشحال می‌کند تصور نکند که تنها این فرد را خوشحال می‌کند.

12- «بَلْ وَ اللَّهِ عَلَینَا بَلْ وَ اللَّهِ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ»

زیرا به خدا قسم که ما و رسول خدا را خوشحال کرده است.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 71، ص 290، ح 19

13-«مَنْ سَرَّ مُؤْمِناً فَقَدْ سَرَّنِی وَ مَنْ سَرَّنِی فَقَدْ سَرَّ اللَّه»

هرکسی مؤمنی را شاد کند مرا شاد کرده است و هرکسی مرا شاد کند خدا را شاد کرده است.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 2، ص 188، ح 1

امام کاظم (علیه السلام) نامه‌ای با این مضمون به حاکم ری می‌نویسد:

14- «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اعْلَمْ أَنَّ لِلَّهِ تَحْتَ عَرْشِهِ ظِلًّا لَا یسْکنُهُ إِلَّا مَنْ أَسْدَی إِلَی أَخِیهِ مَعْرُوفاً أَوْ نَفَّسَ عَنْهُ کرْبَةً أَوْ أَدْخَلَ عَلَی قَلْبِهِ سُرُوراً»

بسم الله الرحمن الرحیم. بدان که در زیر عرش الهی سایه‌ای است که در آن سایه کسی قرار نمی‌گیرد مگر اینکه نسبت به برادر خودش کار خوبی انجام داده باشد، گرفتاری او را برطرف کند و یا در قلب او خوشحالی ایجاد کند.

در روایت وارد شده است مردی از ری که محکوم به پرداخت مالیاتی سنگین شده بود نزد حاکم ری که نسبت به ائمه طاهرین (علیهم السلام) ارادت داشته می‌رود تا مشکل او را برطرف کند.

در زمان گذشته افرادی در اداره دارایی فعالیت می‌کردند که اگر ارباب رجوع به آن‌ها رشوه می‌داد مالیات را از او برمی‌داشتند، اما اگر ارباب رجوع به آن‌ها رشوه نمی‌داد برای او مالیات سنگین می‌بریدند.

البته باید بگویم در جوامع ما این مسائل وجود ندارد و الحمدلله مأمورین دارایی ما پاک هستند و فکرشان هم سمت این قضایا نمی‌رود.

مرد احساس می‌کند که حاکم ری از دوستداران ائمه طاهرین (علیهم السلام) است و به همین جهت خدمت امام کاظم (علیه السلام) می‌رسد و عرض می‌کند: یابن رسول الله! حاکم ری از دوستداران شماست و من هم گرفتاری دارم.

امام کاظم (علیه السلام) نامه‌ای با این مضمون به حاکم ری می‌نویسد:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اعْلَمْ أَنَّ لِلَّهِ تَحْتَ عَرْشِهِ ظِلًّا لَا یسْکنُهُ إِلَّا مَنْ أَسْدَی إِلَی أَخِیهِ مَعْرُوفاً أَوْ نَفَّسَ عَنْهُ کرْبَةً أَوْ أَدْخَلَ عَلَی قَلْبِهِ سُرُوراً»

بسم الله الرحمن الرحیم. بدان که در زیر عرش الهی سایه‌ای است که در آن سایه کسی قرار نمی‌گیرد مگر اینکه نسبت به برادر خودش کار خوبی انجام داده باشد، گرفتاری او را برطرف کند و یا در قلب او خوشحالی ایجاد کند.

البته «بن باز» معتقد است که خداوند سایه دارد!! باید بگوییم به تعبیر آقای «ذهبی» این افراد عدیم الفهم و نفهم هستند.

«وَ هَذَا أَخُوک وَ السَّلَامُ»- حامل نامه برادر توست، والسلام.

شخص می‌گوید: وقتی که از حج برگشتم نزد حاکم ری رفتم و به او گفتم که امام کاظم (علیه السلام) برای تو نامه نوشته است. زمانی که حاکم ری این حرف را شنید با پای برهنه دم در آمد.

حاکم ری نامه را گرفت، مرا بغل کرد، میان دو چشمم را بوسید و گفت: خودت امام کاظم (علیه السلام) را دیدی؟! گفتم: بله. حاکم پرسید: امام کاظم (علیه السلام) سالم بودند؟! گفتم: بله.

خلاصه حاکم ری خیلی خوشحال شد، مرا داخل خانه برد و بالای منزل نشاند. زمانی که نامه امام کاظم (علیه السلام) را به او دادم به احترام نامه امام کاظم (علیه السلام) بلند شد، نامه را بوسید و از خادم خانه‌اش پرسید که من چقدر ثروت و دارایی دارم؟!

زمانی که خادم اسامی خانه‌ها، زمین‌ها و دارایی او را گفت او همانند دو برادر تمام ثروت و دارایی‌اش را با من تقسیم کرد. سپس پرسید:«یا أَخِی هَلْ سَرَرْتُک»- ای برادر! تو را خوشحال کردم؟! - «فَأَقُولُ إِی وَ اللَّهِ وَ زِدْتَ عَلَی السُّرُور» من به او گفتم: نه تنها مرا خوشحال کردی، بلکه خیلی بالاتر از آنچه انتظار داشتم به من عطا کردی.او سپس مسئول دارایی را احضار کرد و گفت: تمام بدهی این شخص را از مالیات پاک کنید. مسئول دارایی تمام بدهی من را از لیست مالیات دهندگان پاک کرد. در مقابل افرادی وجود دارند که وقتی کسی به آن‌ها خوبی می‌کند تصور می‌کنند که خوبی کردن وظیفه این افراد است و یک زبان تشکر ندارند؛ گرچه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌فرمایند: انتظار نداشته باشید کسی که در حقش خوبی می‌کنید از تو تشکر کند. خداوند عالم در برابر کمک شما به بندگانش از شما تشکر می‌کند و همین کافی است، زیرا در قرآن کریم می‌فرماید: (لا نُرِیدُ مِنْکمْ جَزاءً وَ لا شُکورا) - هیچ پاداش و تشکری از شما نمی‌خواهیم.- سوره إنسان (76): آیه 9- سپس در ادامه می‌گوید: من به جهت کار خوبی که ایشان کرد تصمیم گرفتم به نیابت از طرف حاکم ری یک سفر از خانه‌ام برای زیارت خانه خدا به حج بروم. ادب در برابر خوبی دیگران چنین است!! هر سلامی علیکی دارد و علیک این شخص هم در برابر خوبی حاکم ری چنین است. مرد با خود گفت: این شخص تمام دارایی‌های خود را با من تقسیم کرد و من هم وظیفه دارم به نیابت از طرف او به حج بروم. اتفاقاً زمانی که به حج رفتم، مشاهده کردم که امام کاظم (علیه السلام) هم در مکه مکرمه تشریف دارند. من تمام قضایا را برای امام کاظم (علیه السلام) بازگو کردم؛- «وَ جَعَلْتُ أُحَدِّثُهُ وَ وَجْهُهُ یتَهَلَّلُ فَرَحا» - و مشاهده کردم که سیمای مبارک امام کاظم (علیه السلام) از خوشحالی منبسط شد. - «فَقُلْتُ یا مَوْلَای هَلْ سَرَّک ذَلِک»- پرسیدم: مولای من! شما از کاری که حاکم ری انجام داد خوشحال شدید؟! - «فَقَالَ إِی وَ اللَّهِ لَقَدْ سَرَّنِی وَ سَرَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ» - امام کاظم (علیه السلام) فرمودند: به خدا سوگند من و امیرالمؤمنین از کار حاکم ری خوشحال شدیم.- «وَ اللَّهِ لَقَدْ سَرَّ جَدِّی رَسُولَ اللَّهِ ص وَ لَقَدْ سَرَّ اللَّهَ تَعَالَی» - به خدا سوگند جدم رسول الله و خداوند متعال از کار حاکم ری خوشحال شدند.- بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 48، ص 174، ح 16-  بنابراین یکی از ثمرات خوشحال کردن مؤمنان شادی اهلبیت (علیهم السلام) و خداوند متعال است. اگر در زندگی گرفتاری دارید یکی از راه‌های رفع آن این است که زمینه شاد کردن دل برادران دینی خود را فراهم کنید.- زمانی که دل برادران مؤمن خود را شاد کردید، بدانید که امام زمان (ارواحنا له الفداه) از کار شما خوشحال می‌شود.- در همان لحظه بعد از کمک به برادران مؤمن-حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) را صدا بزنید و از آن‌ها بخواهید حاجات شما را برآورده کنند، سپس بگویید:- «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُک مِنْ کلِّ خَیرٍ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُک وَ أَعُوذُ بِک مِنْ کلِّ سُوءٍ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُک» - خدایا از تو می‌خواهم تمام خیراتی که علم تو به آن احاطه دارد را به من مسئلت کنی و تمام شروری که علم تو به آن احاطه دارد را از من برطرف کنی. الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 2، ص 578، ح 3 عن أَبِی جَعفَرٍ مُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ بَاقِرِ عَلَیه‌ِالسَّلَام قَال سُئِلَ رَسُولُ الله صَلَّی الله عَلَیهِ وَ آلِه عَن خِیارِ العِباد؛  بهترین بندگان چه کسانی هستند؟ این را از پیغمبر اکرم کسی سؤال کرد؛ - فَقَال أَلَّذِینَ [حضرت در پاسخ فرمودند: بهترین بندگان کسانی هستند که] إِذَا أَحسَنُوا إِستَبشَرُوا- وقتی کار نیک می‌کنند خوشحالند که کار خوب کرده‌اند.  وَ إِذَا أَسَاءُوا إِستَغفَرُوا- بگوییم وقتی [کسی] کار بد انجام داد ناراحت باشد، استغفارکند -استغفار یعنی عذرخواهی کردن- از خدا عذرخواهی کند، معذرت‌خواهی کند.- وَ إِذَا أُعطُوا شَکَرُوا- وقتی خدای متعال به او چیزی می‌دهد، او سپاسگزار باشد؛ - َ إِذَا ابتلوا صَبرُوا- وقتی هم که یک ابتلایی در زندگی اینها پیش آمد، مشکلی برایشان پیش آمد، در آن هم صبر کنند.- وَ إِذَا غَضِبُوا غَفَرُوا- وقتی از کسی خشمگین شدند، از او بگذرند، او را بیامرزند؛ (( الامالی شیخ صدوق، صفحه‌ی ۶۰)).سركشی و بدمستی «إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ» (قصص ، 76 )- ( امام صادق (عليه‌السّلام) می‌فرمایند:«... تبسم الرجل في وجه أخيه حسنه ، وصرفه القذى عنه حسنه ، وما عبد الله بشئ أحب إلى الله من إدخال السرور على المؤمن»... تبسّم مؤمن به مؤمن و زدودن اندوه از چهره‌ي مؤمن از حسنات است، و زدودن گرد و غبار از چهره‌ي مؤمنين از حسنات است و بهترين اطاعت از خداوند و محبوب‌ترين آن نزد خداوند خوش‌حال نمودن مؤمنين است. (کلینی، ج2 ،ص 188)

جنگ و دعوا:  امام علی (عليه‌السّلام) می‌فرمایند: « رُبَّ طَرَبٍ یَعُودُ بالحرب» چه بسا خوشی و شادی که به جنگ و دعوا منتهی می شود (محمدی ری شهری، ج 7،ص 426)،  2. حوادث و اتفاقات ناگوار 3. ذلّت و رسوايي  4. هلاکت و سقوط  5. عذاب الهي:  پیامبر اکرم(صلّي‌الله‌عليه‌وآله) می‌فرمایند:«مَن أذنبَ ذَنباً و هو ضاحکٌ دَخَلَ النارَ و هو باکٌ»کسی که گناه کند در حالی که می خندد در قیامت داخل آتش جهنم می‌شود در حالی که گریان است (شیخ حر عاملی، ج 15، ص 34)

 - حضرت علي ـ عليه السّلام «السرور، يبسط النفس و يثير النشاط[ميزان الحكمه، ج 4، ص 436.]» شادی از این هفت می آید پدید -;عشق و شور بینی، گذشت، آنگه امید- ;خیرخواهی و رضایت از خدا ;شکر ایزد روز و شب در هر کجا امام صادق علیه السلام می فرمایند:« السرور فی ثلاث خلال ؛ فی الوفاء ورعایه الحقوق و النهوض فی النوائب » «شادی، به سه خصلت است: وفاداری، رعایت حقوق دیگران و ایستادگی در گرفتاری ها و مشکلات.»( محمدی ری شهری , محمد , میزان الحکمه ,قم , دار الحدیث , ۱۳۷۷, ج۵, ص ۲۴۴۸) علی علیه السلام فرمود: اکثر سرورک علی ما قدمت من الخیر و حزنک علی ما فات منه / سرورت را زیاد کن بر آنچه از کارهای خیر برای آخرتت انجام داده ای و حزنت را به آنچه از کارهای خیر، محروم گشته ای علی علیه السلام فرمود: فلیکن سرورک بما نلت من اخرتک ولیکن اسفک علی ما فاتک منها / باید شادی تو به خاطر آنچه برای آخرت انجام داده ای و حزن و غمت برای محرومیت از آن باشد. حضرت علی علیه السلام در نامه‌ای به عبدالله بن عباس می‌فرمایند: انسان گاهی به‌دلیل رسیدن به چیزی مسرور می‌شود که هرگز از دست نمی‌دهد و گاهی برای از دست‌دادن چیزی محزون می‌شود که هرگز به آن نمی‌رسد. پس باید شادی تو به‌علت احیای حق یا نابودی باطل باشد (ری‌شهری، 1362: 427). امام صادق علیه السلام در این‌باره می‌فرمایند: «... تبسم الرجل فی وجه اخیه حسنه، و ما عبدالله بشی احب إلی الله من إدخال السرور علی المؤمن» تبسم مؤمن به مؤمن و زدودن اندوه از چهره مؤمن، از حسنات است و زدودن گرد و غبار از چهره مؤمنان، از حسنات است و بهترین اطاعت خداوند و محبوب‌ترین آن نزد خداوند، خوشحال‌کردن مؤمنان است (کلینی، 1365ج2: 188).

درنهج البلاغه نیز نخستین ویژگی فرد پرهیزگار، گشاده‌رویی و شادبودن در برخورد با دیگران بیان شده است: «المؤمن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه» (ابن‌ابی‌الحدید، 1404ج19: 246). حضرت علی علیه السلام پیرو واقعی خود را کسی معرفی می‌فرمایند که شادی و غم‌هایش با شادی و غم‌های ائمه معصومین علیهم السلام هماهنگ است و در شادی آنها شاد و در اندوه آنها غمگین است. «إن الله تبارک و تعالی اطلع إلی الارض فاختارنا و اختارلنا شیعه ینصروننا و یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا و یبذلول اموالهم و انفسهم فینا اولئک منا و إلینا» (حرانی، 1404، 123؛ حسنی استرآبادی، 1409: 642). حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: «التبجح بالمعاصی اقبح من رکوبها»؛ شادی کردن به گناه زشت‌تر از انجام دادن آن است (ری‌شهری، 1362ج3: 45)- حسن بن محبوب از حفص بن سالم[4] روایت کرده که از امام صادق علیه السلام درباره یکی از اصحاب که فردی کثیرالصلاه است، اما فریفته لهو و غنا شده پرسیدم. حضرت علیه السلام فرمودند: آیا لهو و غنا او را از انجام تکالیفی چون نماز و روزه و عیادت مریض و تشییع جنازه باز می‌دارد؟ گفتیم: خیر؛ این کار او را از هیچ کار خیر باز نمی‌دارد. فرمودند: این عمل او از قدمگاه‌های شیطان بوده و ان‌شاالله بخشیده می‌شود (مجلسی، 1403ج8: 142).- پیامبر اسلام صلی الله و علیه و آله در این زمینه به ابوذر می‌فرمایند: «یا اباذر ویل للذی یحدث فیکذب لیضحک به القوم ویل له ویل له ویل له؛ ای اباذر! وای بر کسی که سخنی دروغ بگوید تا مردم را بخنداند؛ وای بر او، وای بر او، وای بر او» (حر عاملی، 1410، 12، 252). امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرموده‌اند: «حلاوه المعصیه یفسدها الیم العقوبه» شیرینی معصیت را پیامدها و ناراحتی‌اش نابود می‌کند (امدی، 1366؛ 187). همچنین فرمودند: «مَثَلُ اَلدُّنْیَا مَثَلُ اَلْحَیَّةِ لَیِّنٌ مَسُّهَا قَاتِلٌ سَمُّهَا فَأَعْرِضْ عَمَّا یُعْجِبُکَ فِیهَا؛ مظاهر دنیا مانند نرمی بدن مار است، فریبنده و زهر آن نیز همانند زهر مار، کشنده است» (نهج‌البلاغه، خطبه 68).- حضرت علی علیه السلام نیز تعبیری بسیار زیبا از بی‌ارزشی دنیا و شادی برای آن را بیان فرموده‌اند: «ما بالکم تفرحون بالیسر من الدنیا تدرکونه و لایحزنکم الکثیر من الاخره تحرمونه» شما را چه شده است که با به‌دست آوردن متاعی اندک از دنیا شادمان می‌شوید و از متاع بسیار آخرت که از دست می‌دهید، اندوهگین نمی‌شوید (نهج البلاغه، خطبه 113 )

این چه نشاط است کز او خوشدلی
غافلی از خود که ز خود غافلی . نظامی

 

افزودن نظر جدید

کد امنیتی
کد امنیتی برای جلوگیری از ارسال اسپم می باشد.
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.

پیوندهای تصویری