تاریخ انتشار:98/8/25 - 09:59
شماره مطلب:1398825
بحث اين هفته حلقه هاي صالحين پايگاه بسيج فرهنگيان شهيد رجايي چهارشنبه بيست و دوم آبان

100 خصلت شادی آفرین از پیامبر اعظم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم

به گزارش روابط عمومي مركز بسيج فرهنگيان حجت الاسلام درودي سرمربي حلقه هاي صالحين، بحث اين هفته حلقه هاي صالحين را محور اخلاق پيامبراسلام حضرت محمدمصطفي (ص) اعلام نمودند. ايشان يكصد مورد از خصايل نشاط آفرين  پيامبراسلام را برشمردند كه متن اين درسنامه  به شرح زير مي باشد:

...خدا مردانی را که شبیه زن می‏شوند و زنانی را که خود را شبیه مرد قرارمی‏دهند، نفرین کرده است.

روز هفتم فرا رسید.«عبد المطلب‏»،براى عرض سپاسگزارى به درگاه الهى گوسفندى ذبح نمود و گروهى را دعوت كرد و در آن جشن با شکوه،که از عموم قریش ‏دعوت شده بود،نام فرزند خود را«محمد» گذارد.وقتى از او پرسیدند:چرا نام فرزند خود را محمد انتخاب کردید،در صورتى که این نام در میان اعراب کم سابقه است؟گفت:خواستم که در آسمان و زمین ستوده باشد.

ج-(انسان شناسی - Anthropological)

1-2-1. انسان موجودي است مرکب از جسم و روح :دو حيثيت در هم تنيده و مرتبط.

وجود انسان، توأمان دو جنبة مادي و غيرمادي دارد: هم جسم و كالبددارد؛ هم روح. اما انسان از دو حقيقت بيگانه تركيب نشده است و اين روح از آن بدن بيگانه نيست ؛ بلكه به رغم تفاوت هاي اساسي، ميانشان ارتباطي وثيق برقرار است و به شكلي متقابل از هم تأثير مي پذيرند. در حقيقت بدن و روح مراتب يک وجود شخصي واحد و متصل به هم اند و اين دو وجه و دو جنبة وجود انسان،  بر هم تأثير و تأثر مداوم و متقابل دارند. (مبانی سند تحول - ص 57)

د-(مبانی ارزش شناسی -axiology)

1-4-1 اعتبار ارزش هاي حقيقي بر واقعيت هاي مربوط به عمل آدمي و نتايج آن تكيه دارد.

هرچند ارزش ها )به لحاظ چيستی( از سنخ مفاهيم و گزاره هايي اعتباري هستند، به طوری كه انسان ها به نوعي در مقام عمل به آن ها ملتزم و پاي بندند و به مفاد آن ها يا بر اساس آن ها اقدام و رفتار مي كنند ، اما بايد دانست که اولاً اين اعتبارات، در مقام ارزشگذاری تنها در ارتباط با واقعيات ومفاهيم حقيقي و با تكيه بر آن ها قابل اعتنا و طرح اند و در غير اين صورت، از خود وجود مستقلي ندارند. به بيان ديگر، ارزش ها (بايدها و نبايدهاي ارزشي) بيانگر رابطة ضروري خاصي است كه برحسب علّيّت و سببيّت، بين عمل اختياري فرد و نتيجة مترتب بر آن ١وجود دارد. در واقع، وراي اعتبار مفاهيم ارزشي و مقدم بر آن، واقعيتي (يعنی رابطه اي واقعي ميان عمل اختياري و نتيجة آن) وجود دارد كه خود در زمره ي مفاهيم ارزشي نمي گنجد، اما ثبات و اعتبار ارزش به آن بستگي دارد ، بنابراين، تنها برخي از ارزش ها را مي توان، به تبع مباني و منشأ انتزاع خويش، از ارزش های حقيقي به شمار آورد. درغير اين صورت، اگر مفاهيم و گزاره هاي ارزشي، بدون نظر به واقعيات عيني، تعيين و ارائه شوند صرفاً اعتباراتي خواهند بود كه به احساسات، عواطف، سليقه ها، اميال و خواهش هاي افراد، مستند هستند و لذا به لحاظ منطقی نمي توان بر آن ها احكام و آثاري مترتب نمود؛ ثانياً تحقق ارزش های حقيقی در مقام عمل به آنها، مستلزم واقعيت يافتن نوعی کمال وجودی (تکامل) درآدمی است که عبارت است از آثار ونتايج واقعی اعمال اختياری انسان در وجود خود او(علاوه برنتايج وپيامدهای بيرونی عمل آدمی نسبت به ديگران)، همان طوری که واقعيت يافتن ضد ارزش ها نيز در زندگی آدمی زاده، لاجرم به سقوط و انحطاط وجودی او از مقام شايستة انسان منجرمی شود. بنابراين در تحليل نهايي از منظر اسلامی، می توان گفت که ارزش ها (احكام عملي اعتباري( در مرحلة نخست )ارزش گذاری( مبتني است بر واقعيت هاي ثابت وجود آدمي كه ويژگي هاي اساسي و محوري آفرينش انسان است و از آن ها به فطرت و طبيعت ياد مي شود و در مرحلة بعد نيز تحقق ارزش ها و عمل به آن ها ناظر به رابطه اعمال اختياری انسان با كمال وسعادت حقيقی او و موجب تکامل واقعی آدمی واشتداد وجودی اوست که امری واقعی و حقيقی- نه سليق های ونسبی يا خيالی و اعتباری محض- است.(مبانی سند ص-89)

((100 خصلت شادی آفرین از پیامبر اعظم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم))

الف- سبک راه رفتن

  1. هنگام راه رفتن با آرامي و وقار راه مي رفت.
  2. در راه رفتن قدم ها را بر زمين نمي کشيد.

ب- سبک سلام کردن:

  1. هرکه را مي ديد مبادرت به سلام مي کرد و کسي در سلام بر او سبقت نگرفت.

ج- سبک دست دادن

  1. وقتي با کسي دست مي داد دست خود را زودتر از دست او بيرون نمي کشيد.

د- مهارت های رفتاری نشاط آفرین و محبت محور پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم

  1. با مردم چنان معاشرت مي کرد که هرکس گمان مي کرد عزيزترين فرد نزد آن حضرت است.

جامعه مهدوی به دلیل نشر محبت محمدی از جامعه طبقه ایی و بیماری تبعیض نژادی آپارتاید در امام خواهد بود.

  1. هرگاه به کسي مي نگريست به روش ارباب دولت با گوشه چشم نظر نمي کرد.

در جامعه مهدوی شهروندان تحقیر  نمی شوند.

  1. هرگز به روي مردم چشم نمي دوخت و خيره نگاه نمي کرد.

در جامعه مهدوی عطر حیاء زینت بخش روابط اجتماعی و شاخص شهروندان می باشد

  1. چون اشاره مي کرد با دست اشاره مي کرد نه با چشم و ابرو.

در جامعه مهدوی دست و پای مردم  نماینده محبت الهی است.

  1. سکوتي طولاني داشت و تا نياز نمي شد لب به سخن نمي گشود.

در جامعه مهدوی زبان افراد در خدمت شیطان و هرزگی نفس نیست.

  1. هرگاه با کسي، هم صحبت مي شد به سخنان او خوب گوش فرا مي داد.

در جامعه مهدوی سخنان سینه های صاحب سبک و درد شنیده می شود.

  1. چون با کسي سخن مي گفت کاملا برمي گشت و رو به او مي نشست.

در جامعه مهدوی سخنان شهروندان بدون تحریف و واسطه گری استماع می گردد.

  1. با هرکه مي نشست تا او اراده برخاستن نمي کرد آن حضرت برنمي خاست.

در جامعه مهدوی به  چهره خلیفه اللهی مردم توجه می شود.

  1. در مجلسي نمي نشست و برنمي خاست مگر با ياد خدا.

در جامعه مهدوی مجالس شورا و نشست های اجتماعی با یاد خداوند تشکیل می گردد.

  1. هنگام ورود به مجلسي در آخر و نزديک درب مي نشست نه در صدر آن.

در جامعه مهدوی طمع صدر نشینی انگیزه مسئول پذیری نیست.

  1. در مجلس جاي خاصي را به خود اختصاص نمي داد و از آن نهي مي کرد.

در جامعه مهدوی جایگاه انسان ها بر اساس ظواهر آرایش داده نمی شود.

  1. هرگز در حضور مردم تکيه نمي زد.

در جامعه مهدوی مردم به غرور و استکبار دعوت نمی شوند.

  1. اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود.

در جامعه مهدوی از تشتت و تفرقه خبری نیست.

  1. اگر در محضر او چيزي رخ مي داد که ناپسند وي بود ناديده مي گرفت.

در جامعه مهدوی شاخص ارزش ها به کتمان نواقص حکیمانه افراد است.

  1. اگر از کسي خطايي صادر مي گشت آن را نقل نمي کرد.

در جامعه مهدوی خطا پوشی نشانی از تقرب الی الله می باشد.

  1. کسي را بر لغزش و خطاي در سخن مواخذه نمي کرد.

در جامعه مهدوی لغزش ها و خطای افراد توسعه داده نمی شود.

  1. هرگز با کسي جدل و منازعه نمي کرد.

در جامعه مهدوی جدل و منازعه شاخص زیرکی و  روشنفکری نیست.

  1. هرگز سخن کسي را قطع نمي کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگويد.

در جامعه مهدوی حرف لغو و باطل خط قرمز کفتمان ها و محاورات اجتماعی ست.

  1. پاسخ به سوالي را چند مرتبه تکرار مي کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.

در جامعه مهدوی ارزش علمی به جهل زدایی می باشد.

  1. چون سخن ناصواب از کسي مي شنيد. نمي فرمودـ« چرا فلاني چنين گفت« بلکه مي فرمود » بعضي مردم را چه مي شود که چنين مي گويند؟

در جامعه مهدوی امر به معروف و نهی از منکر برای محکومیت و تحقیر شخصت نیست بلکه جهت هوشیاری  شهروندان و نجات آنان می باشد.

  1. کار نيک را تحسين و تشويق مي فرمود و کار بد را تقبيح مي نمود و از آن نهي مي کرد.

در جامعه مهدوی حصال پسندیده شهروندان مورد تشویق قرار می گیرد.

  1. آنچه موجب صلاح دين و دنياي مردم بود به آنان مي فرمود و مکرر مي‌گفت هرآنچه حاضران از من مي شنوند به غايبان برسانند.

در جامعه مهدوی آموزش مردم طبقاتی و سیاسی نیست.

  1. هرکه عذر مي آورد عذر او را قبول مي کرد.

در جامعه مهدوی مسئولین و مردم از عذر خواهی حقیقی استفاده می کنند.

  1. هرگز کسي را حقير نمي شمرد.

در جامعه مهدوی تکریم مردم طبقاتی نیست.

  1. هرگز کسي را دشنام نداد و يا به لقب هاي بد نخواند.

در جامعه مهدوی مردم  با القاب ناسازگار و دشنام دادن مدیریت نمی شوند.

  1. هرگز عيب مردم را جستجو نمي کرد.

در جامعه مهدوی عیوب مردم مکشوف و  شماره نمی گردد.

  1. از شر مردم برحذر بود ولي از آنان کناره نمي گرفت و با همه خوشخو بود.

در جامعه مهدوی نواقص و ناملایمات اشخاص آسیب دیده با عطوفت رهبری می شود.

  1. هرگز مذمت مردم را نمي کرد و بسيار مدح آنان نمي گفت.

در جامعه مهدوی مدح و ذم  شهروندان بصورت افراطی و تفرطی مشاهده نمی گردد.

  1. بر جسارت ديگران صبر مي فرمود و بدي را به نيکي جزا مي داد.

در جامعه مهدوی ناهنجاری  ها بصورت سلبی اداره نمی شود بلکه توسط برایش صبر الهی تدبیر می گردد.

  1. از بيماران عيادت مي کرد اگرچه دور افتاده ترين نقطه مدينه بود.

در جامعه مهدوی کم توانان و ناتوانان و بیماران فراموش نمی شوند.

  1. سراغ اصحاب خود را مي گرفت و همواره جوياي حال آنان مي شد.

در جامعه مهدوی محبت رفتاری حلقه های اجتماع را قوام می بخشد.

  1. اصحاب را به بهترين نام هايشان صدا مي زد.

در جامعه مهدوی خطابات فردی و اجتماعی و رسانه ایی بر مدار صفات جمالی افراد است.

  1. با اصحابش در کارها بسيار مشورت مي کرد و بر آن تاکيد مي فرمود.

در جامعه مهدوی تغذیه خرد شهروندان از جنس مشورت و مشاوره می باشد.

  1. در جمع يارانش دايره وار مي نشست و اگر غريبه اي بر آنان وارد مي شد نمي توانست تشخيص دهد که پيامبر کداميک از ايشان است.

در جامعه مهدوی حقوق مردم بصورت دایره ایی و حرکت مدور ایفاد می گردد.

  1. ميان يارانش انس و الفت برقرار مي کرد.

در جامعه مهدوی راوبط عمومی مردم و مسئولین بر میزان الفت و انس برنامه ریزی می گردد.

  1. وفادارترين مردم به عهد و پيمان بود.

در جامعه مهدوی برتری اشخاص به میزان وفاداری آنان در وظائفشان بر می گردد.

  1. هرگاه چيزي به فقير مي بخشيد به دست خودش مي داد و به کسي حواله نمي کرد.

در جامعه مهدوی خدمت رسانی انسانی مقدم بر رفع نیازهای مادی شهروندان است.

  1. عزيزترين افراد نزد او کسي بود که خيرش بيشتر به ديگران مي رسيد.

در جامعه مهدوی معیار تقرب الی الله و عزت اجتماعی سطح خدمت رسانی افراد می باشد.

  1. احدي از محضر او نا اميد نبود و مي فرمود « برسانيد به من حاجت کسي را که نمي تواند حاجتش را به من برساند.»

در جامعه مهدوی حاجتمندان با امید به آینده و حس حاجتراویی  زندگی می کنند.

  1. هرگاه کسي از او حاجتي مي خواست اگر مقدور بود روا مي فرمود و گرنه با سخني خوش و با وعده اي نيکو او را راضي مي کرد.

در جامعه مهدوی حاجتمندان با آرامش روحی برای رفع نیازهایشان توانمند می شوند.

  1. هرگز جواب رد به درخواست کسي نداد مگر آنکه براي معصيت باشد.

در جامعه مهدوی هرگز به مطالبات انسانی جواب رد داده نمی شود.

  1. پيران را بسيار اکرام مي کرد و با کودکان بسيار مهربان بود.

در جامعه مهدوی افراد نا توان و کم توان با برنامه های مهر ورزانه حمایت می شوند.

  1. غريبان را خيلي مراعات مي کرد.

در جامعه  مهدوی کسی غریب و بی کس نمی ماند.

  1. با نيکي به شروران، دل آنان را به دست مي آورد و مجذوب خود مي کرد.

در جامعه مهدوی شرارت آسیب دیدگان اجتماعی با نیک کرداری درمان می شود.

  1. همواره متبسم بود و در عين حال خوف زيادي از خدا بردل داشت .

در جامعه مهدوی حقیقت شادی با خوف باطنی از دور خداوند مهربان پشتیبانی می گردد.

  1. چون شاد مي شد چشم ها را بر هم مي گذاشت و خيلي اظهار فرح نمي کرد.

در جامعه مهدوی بخشی از شادمانی با اشخاص محزون و یاد گردنه های قیامت جدول گذاری و سهم بندی می شود.

  1. اکثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و صدايش به خنده بلند نمي شد .

در جامعه مهدوی جنس شادمانی نشان از حضور ملائکه می دهند.

  1. مزاح مي کرد اما به بهانه مزاح و خنداندن، حرف لغو و باطل نمي زد.

در جامعه مهدوی ناامیدی وجود ندارد و امیدواری خیالی و شیطانی هم جایگاهی ندارد.

  1. نام بد را تغيير مي داد و به جاي آن نام نيک مي گذاشت.

در جامعه مهدوی امر به معروف و نهی از منکر در نام گذاری اشخاص هویدا است.

  1. بردباري اش همواره بر خشم او سبقت مي گرفت.

در جامعه مهدوی زمام خشم به دست حلم و بردباری است.

  1. از براي فوت دنيا ناراحت نمي شد و يا به خشم نمي آمد.

در جامعه مهدوی اشخاص  با به خدمت در آوردن دنیا برای جهان آخرت خشونت را مدیریت می کنند.

  1. از براي خدا آنچنان به خشم مي آمد که ديگر کسي او را نمي شناخت.

در جامعه مهدوی به خشم آمدن  برای دستورات خداوند یک کمال انسانی است.

  1. هرگز براي خودش انتقام نگرفت مگر آنکه حريم حق شکسته شود.

در جامعه مهدوی لذت بردن از عفو و گذر از انتقام حقیقی  یک ارزش پیشرفته محسوب می شود.

  1. هيچ خصلتي نزد آن حضرت منفورتر از دروغگويي نبود.

در جامعه مهدوی دروغ یک عفن و عفونت نفرت آور  محسوب می گردد.

  1. در حال خشنودي و نا خشنودي جز ياد حق بر زبان نداشت.

در جامعه مهدوی کمال انسانی، به تعادل داشتن در وقت خشنودی و خشونت محسوب می گردد.

  1. هرگز درهم و ديناري نزد خود پس انداز نکرد .

در جامعه مهدوی پس انداز آخرتی مانع ذخیره سازی درهم و دینار می شود.

  1. در خوراک و پوشاک چيزي زيادتر از خدمتکارانش نداشت.

در جامعه مهدوی خوراک و پوشاک در خدمت انسانیت و جهان آخرت او هستند.

  1. روي خاک مي نشست و روي خاک غذا مي خورد.

در جامعه مهدوی سفر به جهان آخرت با زندگی زاهدانه تصویر سازی می گردد.

  1. روي زمين مي خوابيد.

در جامعه مهدوی مقامات ظاهری و باطنی مانع ساده زیستی نمی گردد.

  1. کفش و لباس را خودش وصله مي کرد.

در جامعه مهدوی علامت خدمت رسانی حقیقی به جامعه از خدمت رسانی به خود در نیازهای ابتدایی آغاز می شود.

  1. با دست خودش شير مي دوشيد و پاي شتر ش را خودش مي بست.

در جامعه مهدوی  تولید یک استقلال طلبی و آزادگی محسوب می گردد.

  1. هر مرکبي برايش مهيا بود سوار مي شد و برايش فرقي نمي کرد.

در جامعه مهدوی اسباب و ابزارها  در خدمت مسئولین هستند  و  مانع خدمت رسانی آنان نمی گردنند.

  1. هرجا مي رفت عبايي که داشت به عنوان زير انداز خود استفاده مي کرد.

در جامعه مهدوی بی توجهی به  زرق و برق دنیا،  جهان مادی را به خدمت رسانی می کشاند.

  1. اکثر جامه هاي آن حضرت سفيد بود.

در جامعه مهدوی صفای باطن در ظواهر اشخاص هم آشکار است.

  1. چون جامه نو مي پوشيد جامه قبلي خود را به فقيري مي بخشيد.

در جامعه مهدوی آفت ذخیره سازی و اسراف باتوجه به حاجت نیازمندان درمان می گردد.

  1. چون مي خواست به منزل وارد شود سه بار اجازه مي خواست.

در جامعه مهدوی کانون خانواده  با احترام واکرام محافظت می گردد.

  1.  اوقات داخل منزل را به سه بخش تقسيم مي کرد: بخشي براي خدا، بخشي براي خانواده و بخشي براي خودش بود و وقت خودش را نيز با مردم قسمت مي کرد.

در جامعه مهدوی مثلث  برنامه ریزی (خود – خانواده - جامعه) تفاوت انسان با حیوان را معین می کند.

  1. از دوشيزگان پرده نشين با حياتر بود.

در جامعه مهدوی سطح حیاء میزان سلامت روح و روان است.

  1. در هنگام کفش و لباس پوشيدن هميشه از سمت راست آغاز مي کرد.

در جامعه مهدوی علائم اهل نجات از افکار و رفتار آنان آشکار و هویدا است.

  1. هميشه خوشبو بود و بيشترين مخارج آن حضرت براي خريدن عطر بود.

در جامعه مهدوی آراستگی و نزاکت ظاهری نشان از باطن در صراط المستقیم می دهد.

اهمیت دادن به روز جمعه:

1- جامه فاخري که داشت مخصوص روز جمعه بود.

منزلت نماز و مقام آرامش:

2- هميشه با وضو بود و هنگام وضو گرفتن مسواک مي زد.

در جامعه مهدوی عبادت با نظافت هم آغوش است.

3-نور چشم او در نماز بود و آسايش و آرامش خود را در نماز مي يافت.

4- ايام سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هرماه را روزه مي داشت.

      5- اگر در حال نماز بود و کسي پيش او مي آمد نمازش را کوتاه مي کرد.

6- اگر در حال نماز بود و کودکي گريه مي کرد نمازش را کوتاه مي کرد.

ه- سبک برخورد با فقرا

  1. با فقرا زياد نشست و برخاست مي کرد و با آنان هم غذا مي شد.
  2. دعوت بندگان و غلامان را مي پذيرفت.
  3. هديه را قبول مي کرد اگرچه به اندازه يک جرعه شير بود.

و- سبک برخورد با خویشاوندان

  1. بيش از همه صله رحم به جا مي آورد.
  2. به خويشاوندان خود احسان مي کرد بي آنکه آنان را بر ديگران برتري دهد.
  3. هرگز کسي از اطرافيان و بستگان خود را نفرين نکرد.

ض- آداب حضور بر سر سفره طعام

  1. هرگز نعمتي را مذمت نکرد.
  2. اندک نعمت خداوند را بزرگ مي شمرد
  3. -هرگز از غذايي تعريف نکرد يا از غذايي بد نگفت.
  4. موقع غذا هرچه حاضر مي کردند ميل مي فرمود.
  5. بر سر غذا از همه زودتر حاضر مي شد و از همه ديرتر دست مي کشيد.
  6. تا گرسنه نمي شد غذا ميل نمي کرد و قبل از سير شدن منصرف مي شد.
  7. معده اش هيچ گاه دو غذا را در خود جمع نکرد.
  8. در غذا هرگز آروغ نزد.
  9. تا آنجا که امکان داشت تنها غذا نمي خورد.
  10. بعد از غذا دستها را مي شست و روي خود مي کشيد.
  11. وقت آشاميدن سه جرعه آب مي نوشيد؛ اول آنها بسم الله و آخر آنها الحمدلله.

منابع: کتاب «منتهي الآمال» محدث قمي و کتاب «مکارم الاخلاق» طبرسي

افزودن نظر جدید

کد امنیتی
کد امنیتی برای جلوگیری از ارسال اسپم می باشد.
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.

پیوندهای تصویری